اجایگاه چاقو بین فرهنگیان شعرا واساتید وطن !!!
من نمیدانستم چرا چاقو درفرهنگ ما جایگاه خاصی دارد . ازهمان اوان زندگی هرکسی را می دیدم که تا پشت سبیلش سیاه میشد یک قبضه چاقو ی پنج تکه به همراه خودش داشت . البته مولانا هم یک زمانی از قول لوطی یی نقل می کند که خنجروچاقو برای بچه های خوش سیما یک امر لازم بوده است گرچند که ازآن استفاده نکنند .درآنجا که فرموده است :
کندهای را لوطیی در خانه برد
سرنگون افکندش و در وی فشر
بر میانش خنجری دید آن لعین
اما خبردیروز را که دروبلاگ "گنگ خواب دیده" دیدم کلا به اهمیت چاقو درفرهنگ ما بیشتر پی بردم تا جایی که چاقو می تواند مهمتراز قلم درفرهنگ ما وخصوصا بین فرهنگیان شعرا واساتید تبارزکند . خبرچنین است :
به نقل از زریاب آدمی ظالم است. دیروز در صحن انجمن قلم در شهر کابل، آقای گ .ب به آقای و. ب با چاقو حمله کرد. خوشبختانه مثلی که زخم عمیق نیست. عمق فاجعه در این است که در جایی که گویی جایی برای باادبان است، یک با ادب بر با ادب دیگر حمله می کند و آبروی ادبیات را می برند. آخ ببخشید... شاید هم کار خوب شده است. من برای یک لحظه فراموش کردم که آنجا انجمن قلم نیست، حرمسرای شیخ الااستادان معظم آقای ژ. ح است که برای پسر های جوان و خوش قافیه مورد پسند خود تزیین کرده است.
نتیجه اخلاقی: عاشقی، چاقو کشی هم دارد..
پای نوشت : برگرفته شده ازوبلاگ گنگ خواب دیده ....
تلفن تماس 0700409932