رفيعي


يك دوستي به نام عجيب ونامانوس " رفيعي دوست " چنين نوشده اند :

"در شهر شما میگن هرکس سر کسی قار شد، گوش و بینی اش را با چاقو می برد، بعد قاضی و دادستان به جای مجازات مجرم، تظاهرات می کنند، راست است؟ بی بی سی این طور می گوید، ما که به بی بی سی اعتماد نداریم شما نوشته کنید چی گب است"

چي بگم ؟ ازكجاش بگم ؟ واقعا مانده ام كه چي بگم ؟ خودم واقعا دراينگونه رويدادها بهت زده شده زبانم بند مياد

سگ هاي نامي قريه ما

Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4
بخشي ازيك داستان :
درهرقریه ، سه چیزبودنش ضروری بود وبدون آن به یقین قریه ازنفس می افتاد . یکی ملا بود یکی میرآو ویکی هم سگ . ملا برای کفن ودفن مرده ها وجودش ضروری بود ، میرآو برای دهقان ها وجودش ازآب کرده هم ضرورتربود ولی سگ ها افتخارقریه بود . قریه ما ازدیربازیک قریه سگ پرور وسگ بازبود ، وازگذشته هاي دور سگ بازهای نامی زیادی را درعمرخود دیده بود ، وهنوزهم داشت . اززماني كه به ياد دارم دم دروازه هرخانه اي سه سگ واگرنه دوسگ ویک سگ حتما بسته بود ، تلخی ، زنبور، پلنگ ، پاسفید ، گرگي و..... سگهای نامی وتاریخی قریه ما بوده اند که همیشه ازآنها یاد میشود ، مثل يك قهرمان كه درتاريخ قريه جان فشاني كرده باشد ،درقريه ما سگهاي نامي وماندگار بيشترازآدمهاي آن نام برده ميشد واگرازكسي نام برده ميشد به اين خاطربود كه ازسگي نامبرده ميشد واو دركنارسگش يادآوري ميشد ، تاريخ قريه با سگ رقم خورده بود . وقتي تاريخ قريه مرور ميشد، ازسگ هاي گذشته ياد ميشد ازسگ هاي نامي كه سگ هاي ديگران را شكست داده بود با حرارت ياد ميشد . مثلا اگرازپنجا سال قبل صحبت ميشد ازسگ های نامي قريه درطول پنجا سال گذشته نام برده ميشد درحاليكه ازآدم هاي آن سالها نامي نمانده بود ،اگرنامي هم بود همراه با يك سگ نام برده ميشد ، اگرقرار ميشد به سگ هاي قريه ما درجه ميدادند ، مطمئنم تا حالا ازميان سگ هاي نامي قريه ما چندين مارشال وسردار وژنرال وحتي قهرمان ميداشتيم .....چرا كه اهالي قريه وقتي ازسگ هايشان درگذشته ياد ميكرد مثلي اين بود كه يك فرانسوي ازژنرال دوگل يا ناپلئون ياد كنند ویک آلمانی ازهتلرویا یک ايتاليايي ازمموسولینی . سگ های ده ما چی بسا اگرپای مقایسه درمیان میامد وبه رخ کشیدن افتخارات ، چندین سگ انگلیسی انگیریزی را شکست داده بودند .... درقريه ما ازسگ به نيكويي ياد ميشد وهنوز هم ياد ميشود ،ونام آوري قريه ما به خاطرنامداري سگ هاي قريه ما بوده است كه آنهم به خاطرسگ جنگي وجنگ هاي خونين سگ هاي قريه بوده است . ازهرحيوان ديگري سگ براي قريه ما مهمترومحبوب تربوده است ، نه ازگاب كه شيرميدهد ونه ازگوسفند كه گوشت ميداد ، ونه ازمرغ كه تخم ميگذاره ، ونه ازخرکه بارمی برد، ازهيچ كدام به اندازه سگ گپ زده نميشود ، گرچند که خردرکنارسگ برای قریه خدمات شایانی می کرد ولی درآخرعجیب بود که همین خرخوراک سگ ها میشد .درپيتوبغل ديوار، درمجالس بزرگ ، درمسجد ، درعروسي ودرعزا ، بحث داغ اهالي قريه ما سگ است وسگ جنگي ، اصلا خيلي ازآدم هاي قريه ما به سگ شان بيشتر ازخودشان اهميت ميدهند ، مثلا اگرخودشان مريض شود اصلا پرواي داكترودوا را ندارد تا اينكه خود به خود خوب شوند يا بميرند ، ولي اگر سگ شان يك روز غذا نخورد ، يا كم اشتها باشد به تمام قريه آوازه درميگيرد كه سگ فلاني مريض است ، وازگوشه وكنار، مردم براي عيادت آن ميايند وميروند ، به چندين ملا وهشيار وتعويذ نويس مراجعه ميكردند ، اگريك روز سگي درقريه ما فوت ميكرد همه قريه ازكارميافتاد
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman";}

تشخيص قوميت

Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4

تشخيص قوميت

اين روزها سرصدا براي ذكرنام قوم يا قوميت درتذكره هاي الكترونيكي باعث جاروجنجال هاي زيادي شده است . اگرهدف از ذكرمليت شناسايي قوميت يك نفرباشه ، جاي جنجال وبزن بزن نيست ، بلكه راه هاي ديگري هم است كه مي توان به قوميت برادران خود پي ببريم . ازجمله تصوركنيد شما با موترتان درجاده ي رانندگي ميكنيد وبخواهيد قوميت راننده پيش روي خودرا تشخيص كنيد ، كافي است به اويك بوق يا هارنگ بزنيد .

اگربعد ازبوق ديديد كه پايش را گذاشت روي پدال گاز وسرعتش يهو از40 رسيد به 140 بدانيد كه ازبرادران گرامي پشتون است . چون فكركرده ازاوپيشكان مي زنيد . دراينصورت اگر موتورجيت هم داشته باشيد نميتوانيد اورا بگيريد .

اگرديديد سرعتش را پايين آورد وپيش روي شما شروع كرد به زيگزال ومانع رفتن شما شد وخودش هم نمي رفت،  بدانيد كه ازبرادران عزيز تاجيك است كه نه خودش مي رود ونه مي گذارد شمارا برويد .

اگر ديديد موترش را كنار زده توقف كرد ه قوطي نسوارش را نشان داد بدانيد كه ازبرادران زحمت كش هزاره است ، فكركرده شما ازاو يك دان نسوارميخواهيد .

اگر ديديد ناگهان موترش را كنار زد وازموترش پايين شده با ميله آهني به دستش به طرف شما آمد بدانيد

كه ازبرادران گرامي  ازبك است .... 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman";}