روز ۲۵ نوامبر مصادف با روز جهانی منع خشونت علیه زنان است به این مناسبت بعضی گلگفته های دوتن ازاندیشمندان جهان را خدمت تقدیم می کنم :

جبران خلیل جبران :

" دل زن با تغییر و تحول روزگار و فصلهایش تغییر نمی کند . دل زن بسیار مبارزه می کند ، ولی نمی میرد. دل زن شبیه زمین است ، که انسان این زمین را میدانی برای جنگها و کشتارهای خود به کار می گیرد ، درختهایش را می کند و چمنهایش را می سوزاند و سنگهایش را آغشته به خون می کند و خاکش را با استخوانها و جمجمه ها می کارد ، با این وجود آرام و مطمئن باقی می ماند و تا ابدالدهر بهار در آن بهار و پاییز در آن پاییز باقی می ماند...

 

تو ، تو ای پروردگار ، چشمانم را به وسیله عشق گشودی و به وسیله عشق مرا کور کردی. تو مرا با دو لبت بوسیدی و با دست نیرومندت سیلی زدی. تو در دلم گلی سپید و در اطراف این گل خار و خاشاک را کاشتی. وجودم را به جان جوانی که دوست می دارم و به جسم مردی که نمی شناسم پیوند دادی. یاری کن تا در این کشمکش قوی باشم ، کمکم کن تا سر منزل مرگ امین و پاک باقی بمانم. خواست ، خواست تو و نام تو تا ابد مبارک باشد . "

 بالهای شکسته ، جبران خلیل جبران ، مترجمین : محمد ابراهیمی کاوری ، لفته مولایی

 ویرجینیا ولف :

دست مرد براي نگه داشتن شمشير آزاد است و زن بايد از دست خود براي نگه داشتن ساتن استفاده كند تا از روي شانه هايش نلغزد. مرد تمام رخ و از رو به رو به جهان مينگرد گويي آن را براي استفاده ي او و به دلخواه او ساخته اند. زن از نيمرخ به جهان مينگرد با نگاهي موشكاف و حتي شكاك. اگر هر دو لباسي مشابه به تن ميكردند امكان داشت كه نگاهشان به جهان نيز يكسان باشد.

ارلاندو/ ويرجينيا ولف/ فرزانه قوجلو

«قرن‌ها است که زنان به مثابه آیینهٔ درشت‌نمای، این امکان را برای مردان فراهم آورده‌اند تا خود را دوبرابر بزرگ‌تر از آن‌چه هستند، ببینند.»  ویرجینیا ولف