منع خشونت علیه زنان !!!
جبران خلیل جبران :
" دل زن با تغییر و تحول روزگار و فصلهایش تغییر نمی کند . دل زن بسیار مبارزه می کند ، ولی نمی میرد. دل زن شبیه زمین است ، که انسان این زمین را میدانی برای جنگها و کشتارهای خود به کار می گیرد ، درختهایش را می کند و چمنهایش را می سوزاند و سنگهایش را آغشته به خون می کند و خاکش را با استخوانها و جمجمه ها می کارد ، با این وجود آرام و مطمئن باقی می ماند و تا ابدالدهر بهار در آن بهار و پاییز در آن پاییز باقی می ماند...
تو ، تو ای پروردگار ، چشمانم را به وسیله عشق گشودی و به وسیله عشق مرا کور کردی. تو مرا با دو لبت بوسیدی و با دست نیرومندت سیلی زدی. تو در دلم گلی سپید و در اطراف این گل خار و خاشاک را کاشتی. وجودم را به جان جوانی که دوست می دارم و به جسم مردی که نمی شناسم پیوند دادی. یاری کن تا در این کشمکش قوی باشم ، کمکم کن تا سر منزل مرگ امین و پاک باقی بمانم. خواست ، خواست تو و نام تو تا ابد مبارک باشد . "
بالهای شکسته ، جبران خلیل جبران ، مترجمین : محمد ابراهیمی کاوری ، لفته مولایی
ویرجینیا ولف :
دست مرد براي نگه داشتن شمشير آزاد است و زن بايد از دست خود براي نگه داشتن ساتن استفاده كند تا از روي شانه هايش نلغزد. مرد تمام رخ و از رو به رو به جهان مينگرد گويي آن را براي استفاده ي او و به دلخواه او ساخته اند. زن از نيمرخ به جهان مينگرد با نگاهي موشكاف و حتي شكاك. اگر هر دو لباسي مشابه به تن ميكردند امكان داشت كه نگاهشان به جهان نيز يكسان باشد.
ارلاندو/ ويرجينيا ولف/ فرزانه قوجلو
«قرنها است که زنان به مثابه آیینهٔ درشتنمای، این امکان را برای مردان فراهم آوردهاند تا خود را دوبرابر بزرگتر از آنچه هستند، ببینند.» ویرجینیا ولف
تلفن تماس 0700409932