کاروان صلح سواربراسپ چوبی تروآ !
کاروان صلح سواربراسپ چوبی تروآ !
عبدالواحد رفیعی .
16 ثور1390 هرات
روزگاری بسیاردور ، پرایِِم شاه ، شهریارشهرتروی درسواحل آسیای صغیربود . او وهمسرش هگیابا با پسران ودختران بسیارشان دردژ"پرگامون" زندگی می کردند که برج وباروی آن ازدیوارهای شهرهم بلند تربود . درست پیش ازتولد پانزدهمین پسرپرایِِم ، شهربانو "هگیابا" خواب عجیبی دید . خواب دید همینکه نوزادش را درآغوش گرفت تا شیردهد ، نوزاد به آتشی شعله وربدل شد . شعله های سرکش ، کاخ را درمیان گرفتند وجهنمی ازآتش شهررا به خاکستربدل کرد . وقتی هگیابا خوابش را تعریف کرد ، پرایِم خواب گذاران را فراخواند تا خواب را تعبیرکنند . تعبیرآنان روشن بود ، نوزاد ی که درراه بود ، ویرانی تمام شهررا به همراه داشت . پدرومادرِآشفته ، نمی دانستند چی باید بکنند . تا آنکه تصمیم گرفتند پسرشان را دردامنه ی کوهستان ودرمیان جانوران وحشی رها کنند . مرگ او بهترازاین بود که آن همه انسان را اسیردرد ورنج ومرگ کند . باشد که او ، پیش ازسقوط تمامی قلمروشان زودتراین جهان را ترک کند .
این قصه قصه ی سرزمین ما وقصه ی آقای کرزی به سان مادراین سرزمین با کودک شرورش یعنی طالبان است (با معذرت که بنا به ضرورت نسبت مادری این بی پدروطن، به کرزی داده شد . درمثال مناقشه نیست ) . درحالیکه مخالفین دولت هرروزقربانی می گیرند ، وهرآن شهرها ی وطن را به آتش می کشند ، ولی آقای کرزی ازروی شیفتگی نمیداند به آنها چی خطاب کند ؛ "طالب جان" ، "برادران مخالف" ، "هموطنان ناراضی" وغیره کلمات مهرآمیزی که نشان ازهمدلی با این گروه دارد تا با ملت قربانی شده ی این آتش افروزی ها ....درحالیکه هگیابا با دیدن یک خواب که درآن کودکی سرزمینش را به آتش می کشد اورا طرد می کند وبه کوه می اندازد ، ولی طالبان هرآن ، دربیداری ودربرابرچشمان کرزی ، روزانه صدها آدم را به خاک وخون وآتش می کشند وبازهم دولت افغانستان وآقای کرزی مسئله را به دشمنان فرضی مردم افغانستان نسبت داده با داییرنمودن انواع واقسام کمیسون های پرآوازه وهلهله ، آغوش خویش را برای برادران طالب بازمی کند . به جای آنکه با آنان مبارزه کند ،ازآنان دلجویی می کند وبا شگرد های مختلف سعی به آغوش کشیدن این فرزند شرارت پیشه ی وطن می کند .
برای نیل به اصطلاح صلح ، دولت وحکومت افغانستان تحت نام وعناوین مختلف برطبل صلح می کوبند بی اینکه صلح را بخواهند ویا باوربه آمدن آن داشته باشند . انواع واقسام تلاش های بیهوده می کنند به نام صلح ، همچون کوبیدن آب درهاون ، بی آنکه ازجانب مقابل کدام چراغ سبزی نشان داده شود .
دولت افغانستان درظاهربرای رسیدن به صلح ودرواقع برای به کرسی نشاندن سیاست تسلیم دهی ، به هرشگردی دست می زند . این که می گویم " شگرد " به این خاطراست که همه ی این اقدامات بیشترشگرد وفریب است وبه نوعی شبیه به خیمه شب بازی می ماند تا رسیدن به صلح ومصالحه . اینکه یک دولتی که رئیس جمهورآن با آرای مستقیم مردم انتخاب شده است وپارلمان آن با رای مردم وازنظرحقوقی دارای اعتبارملی وبین المللی می باشد ، درپی صلح با یک گروهک شورشی کوچک برآید ، نکته ی است که صداقت مسئله را خدشه دارنموده چنین می نماید که شگردی بیش نیست . مذاکره وصلح با گروهی که تعداد آن به قول خود دولت مردان ، به اندازه یک هشتم نیروهای اردو، توان نظامی ندارد ، ودرعین حال عنوان تروریست را نیزبرپیشانی خود دارد ، کمی خنده دار، سئوال برانگیزوبیشترشبیه به طنزاست . مذاکره ورسیدن به صلح بین دوگروهِ درحال جنگ ، درشرایطی عاقلانه وقابل تطبیق است که ، درقدم اول توازن قوا دردوطرف نبرد وجود داشته باشد ، درثانی هردو طرف راه پیروزی را برای خود دشواروغیرمحتمل بدانند . درقدم سوم اینکه دوطرف تمایل واستقلالیت برای امضای توافق نامه صلح را داشته باشند. نه درشرایطی که طرف مقابل هرروز برطبل جنگ میزند وروزانه ده ها نفررا با وسیله های مختلف ازبین می برد ولی ازاین طرف با گل وشیرینی ویا به قول بشردوست با پول وپلوازآنها دعوت به صلح گردد . نه درشرایطی که راه سرکوپ یک گروه بسیارآسان تروکم هزینه ترازرسیدن به صلح با هزینه های سرسام آورکمیسیون سازی باشد . بلاخره نه درشرایطی که مهاروفرمان جنگ دردست کشورهای خارجی باشد .
یکی ازعلل ادامه جنگ فقرونبود کاربرای جوانان وانمود می گردد . بنابراین ، اگرهمین هزینه های میلیونی را که مثلا شورای عالی صلح ، شورای تحکیم صلح ؛ جرگه ی منطقه ای صلح بین پاکستان وافغانستان وغیره وغیره که هرکدام به زعم خود درپی صلح برآمده اند ، به صورت نقدی بین طالبان مسلح تقسیم کنند شاید زود تربه نتیجه ی صلح برسند . اگرهمین هزینه های میلیونی را صرف ایجاد کاروشغل برای مردم کنند شاید زود تربه صلح برسند . به این علت است که این اقدامات بیشترگام های سیاسی است برای تقویت جنگ تا اقدامی برای رسیدن به صلح . بنا براین شورای عالی صلح ،کمیسیون تحکیم صلح ، جرگه مشورتی صلح واین قبیل اقدامات ، دوگونه اسب را درذهن انسان تجسم می کند . یا نظیراسب چوبین برای بازی های کودکانه است . دولت مردان افغانستان ازآنجا که توان حل مسئله را به صورت واقعی ندارند ، صرفا با نمایش های دروغین خاک به چشم مردم می زند . به قول شاعر: این اسپ چوبین پی کنم چون مرد میدان نیستم .
یا که نه،کمیسیون های صلح ساز، بیشتربا اهداف سیاسی وشریک ساختن طالبان دردولت است ،که با نظرودقت به قرائین، این احتمال قوی تراست . دراین صورت کمیسیون های نام نهاد صلح به نظرمن، بیشتر درحکم اسپ چوبی تروآ درجنگ آتن است . چنانچه درافسانه های یونان آمده است ، پس ازمحاصره بی ثمرتروآ که ازقضا آنهم ده سال طول کشید ، یونانی ها پیکره عظیم ازاسب ساختند تا مردانی منتخب را درونش پنهان کنند . یونانی ها اینطوروانمود کردند که آنجا را ترک کردند ، وتروجان ها اسب را به عنوان نشان پیروزی به داخل شهربردند . آن شب نیروهای یونانی ازاسب خارج شد ودروازه های شهررا برای باقی ارتش یونانی که درتاریکی شب بازگشته بودند ، گشودند . ارتش یونانی با ورود وتخریب شهرتروآ، با پیروزی قاطع به جنگ پایان دادند . بدینگونه با بهره ازحیله جنگی بود که درپایان یونانی ها توانستند به شهرتروآ درون شوند وبه رویارویی پایان دهند . با این تفاوت که درجنگ آتن اسب تروآ برای تسخیرقلعه توسط اولیس( اودیسه ) که یکی ازفرماندهان با فکرسپاه یونان بود طراحی شد، ولی درجنگ افغانستان برای فتح دولت توسط طالبان که دربیرون قلعه ی دولت منتظراند ، این اسب که درپی آوردن طالبان دربدنه قدرت است ،ازدرون دولت یا بهتراست بگویم ، درداخل قلعه توسط اشخاصی درلباس دوست طراحی شده است تا سپاه دشمن را ازبیرون قلعه به داخل بیاورد .
این اسپ چوپی که با عناوین کمیسیون های صلح نمود پیدا می کند ، توسط اشخاصی طراحی ورهبری می شود که قبلا گرد کرزی را گرفته اند ،آنان درکنارافرادی که درهردوطرف به نحوی دستی درآتش دارند وهیزم جنگ افغانستان را سال ها تامین کرده ، کسانی اند که درواقع بیشترازصلح وتامین امنیت ورفاه ملت ، دغدغه ی اردوی دشمن را دارد . این طرح به نام صلح ، توسط یک گروه دردرون دولت طرح شده برای انتقال قدرت ویا بخشی ازقدرت به دست طالبان می باشد . واین نوعی فریب مردم است .
اما متاسفانه ما چنان درکوران تبلیغات قرارداریم که صدای خیرخواهان شنیده نمی شود، درست مثل قضیه تروا . درآن قضیه هم وقتی کاهن لائوکوئون اسب را دید ، صدایش را بلند کرد . وی طرح را حدس زده بود وبه تروجان ها هشدار داد ودرعبارت مشهوری صدا کرد : " من ازیونانی ها حتی اگرهدیه بیاورند هم می ترسم " اما کسی صدای اورا نشنید . کاساندرا دخترپریاموس شاه ، پیشگوی تروآ هم اصرار کرد که اسب باعث سقوط شهروخانواده شاهی خواهد شد ، اما او نیزنادیده گرفته شد . ودرنهایت شکست درجنگ گریبان گیرشان شد .
ازاین رو است که امروزه اسب تروآ ، یا اسب تروجان به اصطلاحی برای توضیح هرترفندی که باعث شود هدفی ، دشمنی را به استحکامات یا محلی حفاظت شده دعوت کند ، گفته می شود .
با توجه به سابقه طالبان که مردم افغانستان یک دوره سلطه ی آنان را با گوشت واستخوان تجربه کرده است ، صلحی که طالبان بیاورد درحکم همان هدیه ی یونانی هااست که به قول آن کاهن تروجان ها باید ازآن ترسید . چنین صلحی را حتی صلح نمی توان شمرد ، چرا که مطابق تعاریف جدید؛ صلح تنها درنبود جنگ نیست، بلکه صلح معنی وسیعتری را شامل میشود که درآن باید درکنارآنکه صلح را مطابق تعریف سنتی آن ؛ عدم وجود برخورد نظامی بنامیم ، ولی تنها درآن شرایط صلح واقعی وپایدارشکل نمی گیرد . به فرض آنکه صلح را ، هم معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ بپذیریم ، ولی در دوران معاصر، مفهوم صلح گسترش یافته و با تفکرهای شرق آسیایی و بعدها تفکرات مسیحی که صلح درونی را معرفی کردهاند آمیخته شده است . در این مفهوم صلح شرایطی آرام، بیدغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است . به این دلیل که مطابق تعریف نو، صلح آرامش فکری متکی برثبات وبرخورد مثبت با چالش های زندگی است . زندگی ما درصورتی صلح آمیزاست که رفتارمان درجامعه مطابق رضایت خاطرمان باشد . آیا با آمدن طالبان چنین شرایطی دست می دهد ؟ عدم احساس امنیت ، فقدان عدالت اجتماعی ، فقر اقتصادی ، تندروی سیاسی ومذهبی ، نژاد پرستی وقوم گرایی ، ازنماد های می باشد که درحاکمیتی که حتی طالبان دربخشی ازآن شریک باشد متصوراست . چنین شرایطی صلح را شکننده می کند . زیست مسالمت آمیزبدون تنش وخشونت برمبنای به رسمیت شناختن وپذیرفتن حقوق یکدیگراست . همه ی ما دوران حکومت طالبان را تجربه کرده ایم . هیچکدام ازاین آرمان ها با وجود طالبان درحاکمیت تحقق پذیرنمی باشد.
نتیجه آنکه درافغانستان متاسفانه صلح با همه ی قداست اش به بازی سیاسی گرفته شده است . وراهی که به نام صلح پیموده میشود به ترکستان بی عدالتی ختم خواهد شد . وصلح بدون عدالت امکان ندارد وعدالت هم درسایه قانون قابل پیاده شدن است ، چیزی که درحکومت با مبنای شریعت معنایی ندارد . پایان
تلفن تماس 0700409932