<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مسافر</title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/</link>
<description>داستان وطنز</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 27 Aug 2008 07:20:34 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>چند عكس ازسايه هاي زندگي </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;چند عكس ازسايه هاي زندگي درشهرهرات&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i38.tinypic.com/2prtfzc.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i38.tinypic.com/2prtfzc.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219818006546=&quot;22&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i38.tinypic.com/2prtfzc.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i37.tinypic.com/1415e0i.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i37.tinypic.com/1415e0i.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219817672046=&quot;23&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i37.tinypic.com/1415e0i.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i36.tinypic.com/qx43tx.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i36.tinypic.com/qx43tx.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219817781156=&quot;23&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i36.tinypic.com/qx43tx.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i35.tinypic.com/bi87cx.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i35.tinypic.com/bi87cx.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219817911156=&quot;23&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i35.tinypic.com/bi87cx.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i35.tinypic.com/14aek38.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i35.tinypic.com/14aek38.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219817959375=&quot;23&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i35.tinypic.com/14aek38.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 07:20:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیروزی بزرگ </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;روح الله نيكپا پيروزي ات مبارك باد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i38.tinypic.com/16h5hu9.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i38.tinypic.com/16h5hu9.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219300165046=&quot;22&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i38.tinypic.com/16h5hu9.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;عکس ازبی بی سی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتي اازاستقلال كشورياد ميشود هيچ احساسي به من دست نميدهد ، وقتي ازپيروزي ملت افغانستان حرف زده ميشود هيچ احساسي به من دست نميدهد ، وقتي ازشكست فلان ابرقدرت درفلان تاريخ به دست بهمان قهرمان با شوروشعف ياد ميشود  هيچ احساسي به من دست نميدهد ،چراكه ازهمه يك نوع بوي تشريفات ودروغ به مشام ميرسد .  ولي وقتي روح الله نيكپا را ميبينم كه تنها براي اولين باردرتاريخ افغانستان صاحب وبرنده مدال ازالمپيك جهاني ميشود ، ناخودآگاه اشكم سرازيرميشود . قهرماني واقعي يعني اين ، قهرمان اصلي ملت افغانستان روح الله نيكپا است كه ازگمنامي به بِه نامي ميرسد وبا مبارزه باهمه سدهاي دست وپاگير، خودش را به اوج ميرساند . قهرمان واقعي ملت افغانستان روح الله نيكپا است ، آيا دركشوري كه تمام روابط آن براساس تعصب وكم بيني است آيا ازرشادت روح الله به طورشايسته اي ارج وبها داده خواهد شد ؟  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگرورزش کارشرکت کننده روبینا  مقیم یار است که درگروخود دردومیدانی نفرآخر شد چند عکس ازاورا هم ببینید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;A class=thickbox href=&quot;http://i37.tinypic.com/243g37t.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i37.tinypic.com/243g37t.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219301008796=&quot;23&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i37.tinypic.com/243g37t.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;روبینا مقیم یار درحال تمرین .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i35.tinypic.com/2qvtekk.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i35.tinypic.com/2qvtekk.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219301059406=&quot;23&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i35.tinypic.com/2qvtekk.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;درحال تمرین &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i38.tinypic.com/t024pg.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i38.tinypic.com/t024pg.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1219301095750=&quot;22&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i38.tinypic.com/t024pg.jpg&quot; onload=resizeImg();&gt;&lt;/A&gt;درحین مسابقه . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 07:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سناریوی نشر</title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;سناريوي نشر وچاپ درهرات  &lt;/STRONG&gt;سناریویی که جدی گرفته نمیشود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عبدالواحد رفيعي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرات 24/05/1387&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پرده اول : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنده بر اساس ذوق وعلاقه اي كه به نوشتن دارم ، چند سالي است كه درزمينه داستان وطنزدرحد توان نوشته كرده كاغذ سياه ميكنم وبه توعي اين حرفه با زندگي من گره خورده است .  حاصل اين تلاش ودرد سر، چند مجموعه داستان ودومجموعه طنز ميباشد كه هيچ كدام باآنكه به نظربنده وهم چنان به باورخيلي ازدوستان نويسنده وپشكسوتان دراين راه كه اين نوشته هارا خوانده اند ، شايستگي كتاب شدن را داشته و آ ماده چاب براي كتاب شدن ميباشند ، ولي تاهنوز به چاپ نرسيده. به همين منظور تصميم گرفتم يك مجموعه داستان ويك مجموعه طنزرابا همكاري بعضي ازدوستان، براي فعلا چاب كنم تا به قول معروف اگرخدا بخواهد وبنده گان موافقت نمايد، به زيورتبع آراسته گردد .... لذا به يكي ازچاپخانه هاي شهرهرات مراجعه كردم ، با خوشحالي استقبال كردند وبسيار با برخورد مشتري پسند نسخه صفحه آرايي شده كتاب را گرفته وهزينه ي چاپ آنرا برآورد كرده ولي درآخرفرمودند:  حالا مجوز تان را لطف كنيد كه ما براي چاب بفرستيم ...  گفتم ؛ مجوز ازكجا ؟ گفتند ؛  ازرياست اطلاعات وفرهنگ ..... با تعجب گفتم چنين چيزي قبلا معمول نبوده است وفكرنميكنم لازم باشد...  با جديت تمام گفتند؛ متاسفانه ما بدون مجوز كتاب را چاب نميتوانيم... وادامه دادند ؛ براي ما رياست اطلاعات وفرهنگ مكتوب رسمي صادرنموده ودستورداده اند كه بدون مجوزرياست اطلاعات وفرهنگ چيزي چاب نكنيم ، فكرميكنم ايشان يك چيزي ازپيش خود درآورده تا ازباب احتياط محكم كاري كرده باشد ، جدي نميگيرم  ......ازآنجا به يك چابخانه ديگر ميروم وهدف ومقصدم را مبني برچاب دوجلد كتاب بيان ميكنم .  آنها اول ميپرسند مجوز داريد ؟ ميگويم ازكجا ؟ ميگويند ؛ رياست اطلاعات وفرهنگ ، ... ميگويم چنين چيزي معمول نيست ... وفكرنميكنم لازم باشد وادامه ميدهم ؛ به نظر من اين امرخلاف قانون مطبوعات است .... ولي آنها ميگويند براي ما اين طورگفته شده است . بعد ادامه ميدهند ؛ راستش ما به همين خاطرازچاب كتاب كلا منصرف شده ايم وازمدتها است تصميم گرفته ايم كتاب چاب نكنيم به درد سرش نميرزد .... بعد كاغذي را به من نشان ميدهند كه لايحه وظايف چابخانه است و ازطرف رياست اطلاعات وفرهنگ هرات صادرشده واتحاديه ناشران آنرا  مهروامضا كرد است وبه نحوي ميتوان گفت يك نوع تعهد نامه ي است كه رياست اطلاعات وفرهنگ ازچابخانه ها گرفته است ... ودريك بند ازآن آمده است : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; براي چاب كتاب ، مجله وروزنامه ارائه مجوز رياست اطلاعات وفرهنگ وتوريزم حتمي است .&quot; .... &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پرده دوم : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به رياست اطلاعات وفرهنگ هرات مراجعه ميكنم .  با رئيس صاحب اطلاعات وفرهنگ چنين صحبت  ميكنم كه من يك كمي كارنويسنده گي ميكنم واگرادعاي بي جايي نباشد وبلوف نگردد، تا حدودي ‌به اصطلاح &quot;نويسنده&quot;  هستم ، ميخواهم يكي دونمونه ازكارهايم را به صورت كتاب چاب كنم (چيزي ازرفتن به چابخانه ننميگويم) حالا خدمت شما رسيدم  تا درمورد  با شما مشوره كنم ونظرشما را بدانم ، درضمن ميخواستم بدانم رياست اطلاعات وفرهنگ چه برنامه ها واحيانا چه كمك هايي  براي نشركتاب وتشويق نويسنده گان دارد وخلاصه چه كمكي كرده ميتوانيد ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رئيس صاحب كه ازدوستان خوب من نيز ميباشند واحترام زيادي به ايشان قايلم ،  باخوشحالي ابراز احساسات كرده گفتند ؛  خيلي خوبه ، ما هميشه ازنويسندگان استقبال ميكنيم وازهيچ گونه كمكي دريغ نميكنيم ...بعد روبه من سوال كردند ؛ درچه زمينه هايي است اين نوشته ها؟ گفتم داستان است وطنز ... بلافاصله سوال كردند سياسي هم است ؟ كمي درجواب دادن برايم مشكل خلق شد،  چون خودم هم نميدانستم نوشته هايم واقعا سياسي است يا نه ، بعد با لكنت زبان گفتم ؛ خوب بله ، ممكنه ، خصوصا طنزها خالي ازمسايل سياسي نيست .... بلافاصله گفت ؛ والله اين ديگه كمي مشكل خلق ميكند، ولي خوب يك كاريش ميكنيم كوشش ميكنيم مجوز بدهيم ، شما اول يك درخواست نوشته كنيد به اين مضمون كه : اينجانب فلاني ميخواهم كتاب چان كنم ازرياست اطلاعات وفرهنگ ميخواهم كه براي اين كارمجوز صادر كند ، .... بعد يك نسخه ازكارهاي تان را به ما بدهيد كه به كسي بدهيم تا بخواند اگر تاييد كردند كه چاب شود ما براي شما مجوز صادر ميكنيم ، كمي مكث كرده ادامه دادند ؛ ولي مشكل اينجا است كه ما درهرات كسي را نداريم كه درطنز تخصص داشته باشد و...... كمي گيج شدم يادم ازادارات سانسورو قصه هاي نويسنده گان ايران افتاد كه هميشه ازنظارت قبل ازچاب وومميزي و..... حرف ميزنند،  تازه كمي به عمق درد نويسندگاني كه طعم تلخ نظارت قبل ازچاب را ديده اند پي بردم ......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پرده سوم : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سراغ قانون رسانه هاي جمهوري اسلامي افغانستان ميروم . با مطالعه ي آن درهيچ كدام ازبندهاي آن نيامده است كه نشان دهد نويسنده بايد قبل ازچاب كتاب ازجايي مجوزبگيرد يا نشان دهد كه نويسنده به اخذ مجوزازوزارت اطلاعات وفرهنگ ملزم است ....برعكس درماده پنجاهم آن چنين آمده است :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&quot; كتاب ورساله بعد ازنشرتوسط ناشر دروزارت اطلاعات وفرهنگ ثبت گرديده وصاحب امتياز آن مكلف است ازهركتاب ، رساله ونشريه خود دو دو نسخه به وزارت اطلاعات وفرهنگ وكتاب خانه عامه بفرستد &quot; &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچنين درماده چهارم آمده است : &quot; &lt;B&gt;1. هرشخص حق آزادي فكروبيان را دارد . طلب ، حصول وانتقال معلومات ، اطلاعات ونظريات درحدود احكا م قانون بدون مداخله ازطرف مسئولين دولتي شامل اين حق است . اين حق دربرگيرنده فعاليت آزاد وسايل پخش توزيع ودريافت معلومات نيز ميباشد .&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;2 . دولت  آزادي رسانه هاي همگاني را حمايت ،‌تقويت وتضمين مي نمايد . هيچ شخصي حقيقي به شمول دولت وادارات دولتي نميتواند فعاليت آزاد رسانه هاي خبري يا معلوماتي را منع ، تحريم ، سانسوريا محدود نموده ويا طورديگري درامورنشرات رسانه هاي همگاني ومعلوماتي مداخله نمايد .&lt;/B&gt; &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وازهمه مهمتر ماده ي سي وچهارم قانون اساسي افغانستان است كه درآن چنين تصريح شده است : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; آزادي بيان ازتعرض مصون است . &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هرافغان حق دارد فكرخودرا به وسيله گفتار، نوشته ، تصويرويا وسايل ديگر، با رعايت احكام مندرج اين قانون اساسي اظهارنمايد . &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هرافغان حق دارد مطابق به احكام قانون ، به طبع ونشرمطالب ، بدون ارائه قبلي آن به مقامات دولتي ، بپردازد .&quot; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نظرمن اين كاررياست اطلاعات وفرهنگ هرات مصداق كامل محدوديت وهم چنان درتناقض كامل با ماده سي وچهارم قانون اساسي دولت جمهوري اسلامي افغانستان است .... تانظرشما چه باشد ؟  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 Aug 2008 08:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دخترکی برهنه پا </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description>این دخترک مسیرطولانی بین دره تخت درولایت غوررا تا ولسوالی چشت شریف که حدود ۳۰ کیلومترمیشود را پیاده طی کرده بود تا به داکترمراجعه کند اصلا ازبادغیس آمده بودند شب را دردره تخت گذرانده بود وروز بعد صبح زود ازدره تخت حرکت کرده بود ساعت یازده بجه به چیشت رسیده بود ودرهتلی ماندگی میگرفت با پیاله ای چای ونان خشک ..... والبته بوتلی کوکاکولا .... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i34.tinypic.com/ea2gpc.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i34.tinypic.com/ea2gpc.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1218363538244=&quot;32&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i34.tinypic.com/ea2gpc.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک هموطن به نام &quot; &lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;هموطن &lt;/FONT&gt;&quot; درکامنت نظرات درمورد این عکس چنین نوشته اند : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رفیعی جان همه گزارش ها و عکس هایت جالب اند. حتا این عکس هم خیلی زیبا است. اما شرحی که نوشته یی ظاهرا مربوط کدام عکس دیگر باشد. این چهره گل انداخته آن لباس براق و تازه آن پاهای گوشت-آلو و بازهم تازه, نشان نمی دهند که صاحبش سی کیلو متر پیاده رفته باشد. ما و شما یگان دفعه جو گیر می شویم و هیجان &quot;هرچه بد بختی را بیشتر نشان دادن، بهتر&quot; مارا احاطه می کند. باور کن دختر من که یک صدم بد بختیی که شما تصویر کرده اید ندیده، این قدر شاداب و تازه نیست. هر چه زود تر این توضیح را از بالای عکس بردار که حیثیت ژورنالیستک ! ات را بر باد می دهد.بوتل کوکاکولا&quot; نشان می دهد که توضیح مربوط یک عکس دیگر است! آن بوتل فانتا مانتا یا یگان چیز دیگه باید باشد..&lt;/FONT&gt;.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدمت عرض گردد که این حقیربا این دخترک همسفرنبودم چیزی که نوشتم اززبان پدرش بود .... راست ودروغش به گردن او ولی درمورد بوتل راست میگی بوتل فانتا است یا یگان چیز دیگه خوب اینهم ازنادیدگی من است که هنوز کوکاکولارا ازفانتا تشخیص داده نمیتانم .... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا مانده ام که برای حفظ حیثیت ژورنالیستیک خود این توضیح را بردارم یا برای حفظ امانت داری وحقیقت گویی آنرا بگذارم ..... نظردیگرخواننده گان ومهمانان وبلاگ را دیده اقدام خواهم کرد .... از&quot;هموطن&quot; عزیز نیز خیلی خیلی ممنونم ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 Aug 2008 11:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تظاهرات سفارشی میپذیریم ...</title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تظاهرات سفارشي ميپذيريم !&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ع – رفيعي &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هرات – 12/05/1387&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قابل توجه كليه اهالي محترم روي كره زمين ، همه اقوام وقبايل موجود درروي زمين ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خصوصا اهالي بومي كشورهاي جنگ ديده با سابقه درخشان تاريخي ، چنانچه به شخصيت ملي تان توهين شده ، چنانچه به دين وآيين تان توهين شده ، چنانچه به عنعنات ملي تان بي احترامي صورت گرفته ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;چنانچه به آيين ورسوم قبيله تان كسي خنديده باشد ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;چنانچه ترمينولوژي ملي تان ناديده گرفته شده باشد ، چنانچه كسي به شما گفته بالاي چشم تان ابرو است وازاين قبيل الفاظ ركيك .... حاضريم با علاقه مندي تمام به نشانه ي اعتراض به جاي شما تظاهرات ،اعتصاب ، اغتشاش ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;راهپيمايي مسالمت آميز، گردهمايي اعتراض آميز ، جلسه و..... راه اندازنماييم ، نوع تظاهرات وشيوه ي رفتارتظاهرات كننده گان ، همچنين نوع شعارها وپلاكاردها بسته به سفارش شما دارد ولي شهرها ومسيرهاي محل تظاهرات با تفاهم باشما درنظرگرفته خواهد شد .... ،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;قابل ذكراست كه مصرف سوخت ازقبيل گوگرد وتيل براي سوزاندن تصاويروتخريب اماكن مورد نظرشما وهمچنين تهيه چوب وسنگ براي زدن ، شكستاندن واحتمالا غارت گري ... به عهده ي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ما خواهد بود ، درمقابل عايدات ازناحيه چور وچباول درمسيرتظاهرات كه درهرتظاهراتي خواه ناخواه پيش ميايد به تظاهركننده گان عزيزتعلق خواهد گرفت ...... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اتحاديه تظاهرات ، تجمعات وراهپيمايان كشورغيرتستان . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Aug 2008 11:52:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کرایه نشینی ( طنز) </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;کرایه نشینی&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طنزی از: عبدالواحد رفیعی &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چیزی راکه می نویسم وقصد دارم برای شما توصیف وتعریف کنم چیزی است که بدرد یک طبقه خاص جامعه که همان قشرسعادتمند اجاره نشین است می خورد ، پس اگر خوانند ه عزیز صاحب خانه است ومثل من وخیلی از همشهریان عزیز اجاره نشین نیست ، بهتراست هم اکنون از خیر خواندن &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;این ستوربگذرد ،چون فکرمیکنم خواندن این نوشته برای کسی که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;صاحب خانه وزندگی باشد هیچ لذتی ندارد، چه بسا مایه شرمندگی من وسایر اجاره نشین های عزیزباشه ،ازاین جهت که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دردنیای اجاره نشینی مسایلی می گذرد که هیچ اجاره نشینی دوست ندارد بقیه مردم ،خصوصا صاحب خانه های محترم آنرا بدانند ،با این همه گوش شیطان کراجاره نشنیی هم دنیایی دارد با &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;لذایذ خاص خود که گاهی اوقات باورنکردنی به نظرمی رسد !&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حداقل یکی از این لذایذ این است که آدم خانه های گوناگون را درنقاط مختلف شهرتجربه میکند با دیزاین ها ونقشه ها ی گوناگون ، از آنجا که انسان ذاتا تنوع طلب است این غریزه تنوع طلبی تا حدودی از این طریق ارضا می شود . دیگر اینکه اگرخدابخواهد ویک روزی شما نیز به لطف یک رهبریا قوماندانی که اراضی اطراف شهرتان را تصاحب کرده اند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، صاحب تکه زمینی دریک گوشه ای از شهر شدید &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که ازاحتمالات ضعیف است ، درقسمت نقشه خانه به حدکافی تجربه اندوخته دارید ، انواع خانه ها را نشسته وتجربه کرده اید؛ یک طبقه ، دوطبقه ، طبقه بالا ،طبقه پایین ، پنجره روبه آفتاب ، حیاط روبه کوچه ..... همه وهمه را به یمن کرایه نشینی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تجربه داشته با انواع واقسام دیزاین ها ونقشه ها وازهمه گونه طرحی با خبرید . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مثلا می دانید که دیزاین خانه های جدید &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;چگونه است و فرقش با خانه های سابق چه می باشد. دیگرانکه درطول سالها گشت وگذار وبه قول معروف ورایج بین کرایه نشین ها یعنی &quot;خانه به دوشی &quot; اکثرقسمت های &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;شهر را آدم بلد میشود وبا خوی وخواص مردم ساکن درآن آشنایی پیدامیکند ومی داند که کدام قسمت شهر درچند متری آب میدهد، کدام قسمت شهر خانه هایش نم دارد ، آب کدام قسمت شهر شوراست وحتی می دانیم که مردم فلان قسمت شهر چه می خورند ومردم کدام قسمت شهراز چه خوشش می آیند ، وهمینطورمی دانیم که میوه وسبزی خوب درکدام بخش شهربه فروش می رسد و درکدام قسمت شهر گرانتراست ودرکدام قسمت شهر ارزان تر و...... به هرحال &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شما که صاحب خانه هستید ، نمی دانید این اجاره نشینی چه دنیایی دارد ؟وخوشبختانه ازآنجا که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اکثر مردم شهرها ی کشور از این سعادت برخوردار است ازاین سعادت نیز برخورداراست که می داند که اجاره نشینی چه دنیایی دارد ،بنابراین من این نوشته راتنها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;برای اجاره نشین ها نمی نویسم، بلکه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;صرفا می نویسم که ثبت تاریخ بشود ، اگر یک روزی همان طورکه وزیرصاحب مسکن ورئیس جمهورعزیزقول داده اند ، کشوریا حتی دنیا خالی ازاجاره نشین شد، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مردم آن زمان بدانند که درمقطعی از زمان مردم به صورت اجاره نشین زندگی میکرده اند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;.من اکنون می خواهم به توصیف گوشه هایی از این تجربه ها و لذایذ آن درحدتوان برای نسل های آینده بپردازم ، درست مثل کسانی که قرنها قبل به توصیف غارنشینی برای نسل های بعد پرداخته باشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مدتی است که ما از محله ی بارکش ها درجنوب شهربه محله باربرها درشمال شهرکوچ کرده ایم .اهالی این محله درمقایسه با محله قبلی کمی قیافه می گیرند،چون فکر میکنند نسبت به محله جنوب کمی پولدارتراند ، ودرسایه همین خیال که فکرمیکنند پول دارتراند ، تبعا فکرمیکنند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از اصالت بیشتری نیزنسبت به ادم های جنوب شهری ها برخوردارند ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;وماهم از این نظر که از یک محل فقیرتردرجنوب، به یک محل پول دارتردرشمال آمده ایم ، خواهی نخواهی خیال میکنیم پولدارتریم به همین لحاظ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;قیافه می گیریم ،خصوصا وقتی اهالی محله جنوب را ببینیم که بیشتر . به همین خاطر سعی میکنیم رفتاری از خود بروز دهیم که هم شان رفتاراهالی با شخصیت وکرکتر این محله باشد ،بهترازمن شاید بدانید که فرقها ی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;قابل توجه وعمیقی بین عادات ورفتارآدمای این دومحل وجود دارد که ناشی از وضعیت جیب دوطبقه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;است .مثلا درمحله قبلی اگرپیشین روز به یک دکان درکوچه می رفتیم ، بچه های کوچکی را می دیدیم که با نعلبکی وپیاله به دست دم دکان آمده اند از یک روپه رُب می خرید ند ، یا ازدوروپه چای ویا یک خورد روغن می خریدند ، ولی دراین محله این نوع خرید ، یعنی خرید رُب &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به صورت یک روپگی ،یا روغن وچای به صورت خوردکی مایه شرمندگی است ، ولذا دارا ونادارحتی اگر لازم هم نداشته باشند ، باید رُب را با قوطی بخرند نه ازیک روپه ودوروپه سه روپه ، وروغن را با بشکه وچای را کلویی و..... بلکه هرچه قوطی کلانتری بخرند به همان اندازه نشانه شخصیت بیشتراست . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برای انکه حساب بیشتردستتان بیاید بهتراست به گوشه های از مشخصات خانه ها بپردازیم مثلا مقایسه خانه های دومحل . چون درمحله نو آمده ایم تبعا خانه های آن هم اکثرا نقشه مدروزاست وازجمله آشپزخانه های آن اوپن (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;open&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) است . فرق این آشپزخانه ها با آشپزخانه های قدیم دردوچیزبیشترنمایان می شود ، یکی رفت وآمد موشها درخانه ودیگری تردد مهمان ها !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درخانه مد جدید یا به قول معروف &quot; اوپن &quot;، وقتی مهمان می آید معمولادرهال که قسمت پذیرایی است می نشیند وازاین قسمت تمام سوراخ سمبه ها ی آشپزخانه را می تواند ببیند .اما با این وجود ،این نقشه جدید یک خوبی دارد که وقتی خانم خانه درآشپزخانه مشغول است چون می داند که همه ، مهمان وغیرمهمان اورا می بینند، بیشتر دقت میکند تا دست از پا خطا نکند ، واین باعث میشود که خیلی از ظروف دیگرنشکند، درحالیکه درآشپزخانه های با ساخت قدیم بانوی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خانه از دید همه دوربود به همین خاطر دراثر بی دقتی ، درهفته چندین پیاله وبشقاب ناشکن برای خانه ضرر می زد ، حالا به یمن اوپن خصوصا وقتی مهمان نشسته است وهمه چیز را درآشپزخانه زیر نظردارد خانم خانه کمتر ضررسانی میکند چون بادقت بیشتری کارمیکند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فرق دیگر خانه ها ی با نقشه قدیم ونقشه جدید چنانچه گفتم درتردد موشها معلوم می شود ، اینرا هم باید عرض کنم که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، موشهای این محله چون درمحله ثروت مندترواقع شده اند کمی بفهمی نفهمی گنده تروچالاک تراند ، درعین حال کمی به نظرمی آید براق تر هم باشند و مثل هم نشینا ن آدمیزاده خود کمی تپل ترهستند به همین خاطر &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;وقتی تشریف می آورند خانه ، یا می خواهند بروند آشپزخانه ، دیگرحداقل بچه ها ، خصوصا جماعت زنان &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;جرأت نمی کنند سد راهش بشوند ، آنها راست می روند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آشپزخانه، روز، شب هرموقع که دلشان بخواهد می آیند ، درحالیکه موشهای محله قبلی فقط شب ها می آمدند آنهم خیلی محترمانه وبی سروصدا وبا کمی ترس ولرز،ممکن سئوال کنید این چه ربطی به خانه قدیم وجدید دارد ؟ حالا خدمت عرض میکنم . درخانه قبلی که بودیم موشهای آن وقتی هوس آشپزخانه می کردند راست ازکوچه می آمدند می رفتند آشپزخانه ، چون خانه قدیمی بود ودرخانه های قدیمی آشپزخانه دروازه و راه جداگانه دارد ، وخانه قبلی ما هم همینگونه بود &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، بدین لحاظ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مجبور نبودیم به احترام موشها که می خواستند بروند آشپزخانه ازجا برخیزیم ، خصوصا طبقه اناث &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که همیشه با دیدن موش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;با جیغ وداد ابراز احساسات می کنند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. ولی درخانه فعلی که آمده ایم چون جدید است وبه قول معماران اوپن (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;open&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) است ، موشها وقتی هوس آشپزخانه را میکنند ،باید ازجایی که به آن هال می گویند بگذرند ، بدین صورت با کمال نترسی وشجاعت &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از بالای &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ما عبورکرده به آشپزخانه می روند واین کار شبانه روز چندین بار تکرار میشود.و ما هم چند باردرشبانه روزمثلی که زلزله آمده باشد ، با هیاهو وسرصدا حضورآنهارا به هم خبرمی دهیم . البته موشهای محله قبلی این حسن راهم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;داشتند که فقط شبها بعد از انکه ما می خوابیدیم می آمدند ودرعین حال به جاهایی سرمی زدند که ما نبودیم . ولی موشهای محله نو هرموقع که هوس کنند می آیند . وازهرجا که دلشان بخواهد سرک می کشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ازدیگرفرقهای دومحله بچه ها واطفال ساکن دومحله است ، محله قبلی بچه های خیلی باحال ، زیرک وچالاکی داشت واکثرا هم پابرهنه درکوچه راه می رفتند ، وبعضی البته شلواروپیژامه هم نداشتند و ازبیست وچهارساعت شبانه روز، چند ساعت شب را برای استراحت درخانه های شان به سرمیبردند، بقیه روزرا درکوچه سپری میکردند ، از آنجا که اکثراهم تکه نانی دردست داشتند ، میشد حدس زد که نان چاشت وصبح شان را هم درکوچه صرف میکنند . درآن محل که بودیم ،بچه های شان هرگز به آدم سلام نمیکردند ،بیشتربه جیغ وداد وجنگ و دعوی بین خود مشغول بودند ، که گاهی مادران شان هم دراین جنگ ها شرکت میکردند ولی بچه های محله شمال چون فکرمیکنند پول دارتراند ، فکرمیکنند با فرهنگ تراند ولذا فکرمیکنند با ید مودب ترباشند ، به همین خاطر وقتی ازکنار آدم عبورمیکنند محترمانه سلام میکنند ،به همین خاطربرای لحظاتی احساس خوشی به آدم دست می دهد ، ولی به علت روحیه سرشاری که دارند ،بعدا زانکه چند قدم دور شد ند ، صدای یک نوع حیوان را ازخود درمی آورند ، مثلا صدای پشک ، صدای گرگ ، گوساله گاهی هم صدای سگ وهرچه که بلد بودند بسته به ذوق هنری شان .... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ازموارد دیگری که خیلی مهم است انکه درمحله قدیم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;روزانه ده ها بار زنگ خانه ما به صدا می آمد وما مجبوربودیم برویم دررا بازکنیم وقتی دررا بازمیکردیم می دیدیم پشت دروازه کسی نیست ، البته بعدا ماهم آنها را سر کار می گذاشتیم بدین صورت که وقتی زنگ به صدا درمی آمد ما نمی رفتیم دررا باز کنیم به این صورت فکر میکنم کمی تا قسمتی ابتکارعمل را به دست می گرفتیم ومایه شرمندگی کسی بودیم که زنگ زده بود وجایی قایم شده بود . ولی وقتی دودفعه سه دفعه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;زنگ می خورد وخوب که مطمئن می شدیم که واقعا کسی باماکاردارد می رفتیم دررا باز میکردیم . البته دراین طورمواقع معلوم بودکه خصوصا مهمانها گاهی پشت دروازه منتظرمی ماندند ، که زیاد مهم نبود ودرمقایسه به مبارزه ای &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که مابا بچه های محل مان داشتیم قابل حساب نبود واهمیت این جنگ پارتیزانی بین ما وبچه های محل ارزش چند لحظه انتظاررا داشت . ولی درمحله فعلی که کمی به قولی تیپ بالا است ، به همان اندازه بچه هایش وکارهای که میکنند مدل بالا است . همان مشکل را داریم . روزانه چندین دفعه زنگ خانه صدا میکند ، ولی با یک تفاوت مهم ، مثل سابق زنگ دروازه ما به صدادرمیاید ،ولی وقتی دررا باز میکنیم همیشه پسرکی را می بینیم که خیلی محترمانه وشجاعانه ازما چیزی می پرسد یا چیزی می خواهد ، مثلا می گوید می بخشید&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تایربایسکل ام پنجر شده شما پنجری دارید ؟ دراوایل درعین تعجب با ورمیکردیم که حتما طرف مشکل داره ،ولی حالا عادت کرده ایم ومعنی همه این جملات را می فهمیم ، مثلا یک روز که دررا بازکردم پسرکی از من پرسید :می بخشید قصابی کجاست ؟ یا یک روز ازمن پرسید : می بخشید من گم شده ام می تانید مرا به خانه ام ببرید ؟ اول باورم شد گفتم می رم لباسم را بپوشم شاید بتوانم تورا کمک کنم ولی وقتی دیدم بقیه بچه ها که آن طرف ناظر بودند واززور خنده گرده هایشان را گرفته بودند ، باورم شد که دروغ میگوید . محترمانه ازش معذرت خواسته خدا حافظی کرده دررا بستم ، نمی دانم بعدازمن &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;چه قدر خندیدند ولذت بردند....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;متوجه شدیدکه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;درمحله قبلی فقط مجبوربودیم دررا بازکنیم وببندیم چه بسا مایه ی خنده بچه هایی که پشت دیوار قایم شده بودند می شدیم ، ولی حالا درمحله نو که کمی فکر میکنند پولدارتراند وبه همین لحاظ فکرمیکنند با فرهنگ تراند ، مجبوریم به این گونه سئوالات ودرخواست ها جواب دهیم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;،واین ناشی از همان فرهنگ بالا است ، ومهمترانکه بچه های که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;درمحله جنوب این بازی را میکردند ، دوراز چشم تو به تو می خندیدند . ولی بچه های محله جدید چون فکرمیکنند پولدارتراند ، چشم درچشم تو به تو می خندند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درمحله سابق که بودیم شبها ی مان هم کوتاه بود چون دراون محله خانه ها جا نداشت ،ازکوچه به عنوان &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;پارکنیگ عمومی استفاده میشد ، شب ها کوچه پرمیشد از سه چرخه ، موترها ی باری ،کراچی و....، شب ها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تا ساعت بعداز12 را ما از رفت وآمد موترهای باری وسه چرخه وکراچی که می آمدند وپارک می کردند نمی خوابیدم ، صبح هم خیلی زود که هوا هنوز تاریک بود ، دوباره این سه چرخه ها وکراچی ها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;راه می افتادند . بعد نوبت به اذان می رسید که لاسپیکرآن گوشخراش تر از هرچیزی می ترکید .بدینوسیله &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;سنگین خواب ترین عضو خانواده هم از خواب می خیست و شورماشور درخانه می افتاد ، خصوصا صدای گوشخراش سه چرخه ها با آهنگهای هندی وترکی و...که با صدای اذان درهم می آمیخت ارکستری میساخت بس شنیدنی ،بدینگونه یکی یکی حرکت کرده اززیرپنجره عبورمیکردند. تازه آفتاب سر میزدکه صدای دوره گردها شروع میشد درابتدا وزودتر ازهرکسی ،پیرمردی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;با لاسپیکر دستی اش &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;کوچه را خبرمیداد ؛ نان خشکه ، آهن کهنه ،پلاستیک کهنه و....... می خریم . بعد هم صدای&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کودکی که شیریخ می آورد وصدامیکرد ؛ آلاسکا ،آیس کریم ،.....بعد هم صدای مردی که شورناخود تازه آورده بود وبعد هم مردی که صدامیکرد ماشین خیاطی خراب را درست میکند و........ تا ساعت هشت صبح که درخانه بودم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;همین تعدادازکاسبین ملی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از کوچه ریژه میرفتند ،به علاوه چند نفرزن وکودک که درمی زدند خیرات می خواستند . بعد هم که من می رفتم سرکار بقیه روزرا زیاد نمیدانم چه میگذشت .....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما درمحله فعلی همه چیزش فرق داره این محله نان خشکه شان را یک مرتکه جوان &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;جمع میکند که به جای کراچی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;موترداره، سرموترش یک لاسپیکرغول پیکر نصب کرده که چهارکوچه را یک جا جارمیزد . وقتی فریاد می زند همه خبردارمیشوند .....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خوب خوانندگان عزیزبقیه را خود می توانید درمحل خود کشف کنید .بااجازه......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;................................&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;.........................&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;............................&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;والسلام &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jul 2008 10:25:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=187</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادامه سفرنامه چشت شریف </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-186.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سفر به چشت شریف&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قسمت دوم &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دوشنبه 17/04/1387 .... &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قريه غوري آباد : با هدف رفتن به قريه لوله مَرغ به قريه سفرس ميرويم تا ازآنجا به قريه لوله مرغ برويم چون قريه درطرف ديگررودخانه واقع شده است وپل روي رودخانه وجود ندارد . ولي پرسيده پرسيده به جاي اينكه به قريه لوله مرغ برسيم سرازقريه ي به نام غوري آباد ميكشيم . اهالي اين قريه اصلا ازولايت غور هستند ولي بنا به شرايطي ازمحل اصلي شان بيجا شده دراين منطقه زمين خريداري كرده ،سكني گزيده اند . درقريه مكتب نيست واطفال اين قريه مكتب نميروند &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قريه لوله مَرغ :ازقريه غوري آباد ادرس گرفته تبه هاي بلندي را ورها هاي بي راهه ي را دور ميزنيم تا به يك قريه متروكه ميرسيم كه دروازه ها بسته است وهيچ زنده جاني ديده نميشود ، حالت عجيبي به آدم دست ميدهد كه دريك قريه متروكه بروي وحشت زده ميشوي ازآنجا دور ميزنيم كه يك كودك پسربا بيلي ويك دخترك همراهش سرراه ما برابرميشود ، ازموتر پايين ميشوم ميگم اهالي اين قريه كجايند ؟ ميگه نميفهمم چه ميگي . ميگم مردم اين قريه كجا يند؟ بازميگه نميفهمم چه ميگم ، فكرميكنم زبان من كمي مشكل دارد ، ولي او تيزطرفم نگاه ميكند ، لحظه اي فكرميكنم با كدام موجود ماوراء طبيعي روبه رو نباشم دراين دره خلوت واين قريه غيرمسكوني اين كودكان تنها اينجا چه ميكند ، لخظه اي فكرميكنم طرف بايد جن باشد يا ديو يا پري ، آخرش به حرف ميايد ميگه من گوشام نميشنوه ، حرف هاي شمارا نميفهممم ....به طرفي اشاره ميكند ميگه آنجا برويد مردم است ازآنها پرسان كنيد ، رد اشاره ي اورا ميرويم كه پيرمردي پيدا ميشود ،با دست به ما اشاره ميكند كه بياييد ...به سمت او ميرويم ، ميبينيم كه خيمه وخرگاه دراين دره است، درميان باغ هاي زردالووچارمغز... مردم همه ازقريه كوچ كرده به قول خودشان به &quot;غورت&quot; آمده اند . &quot;غورت&quot; به جايي ميگويند كه خيمه ميزنند . تا ميرسيم زير درخت زردالو فرش مياندازند وتشك مياورند وابراز محبت و... با تعجب ميبينيم كه با زبان پشتو صحبت ميكنند تعجب ما ازاين جهت بود كه شب قبل دريك بحث وگفتگو به اين نتيجه قطعي با همكارم رسيده بوديم كه درچشت شريف مردم پشتو ن نيست ، ولي حالا ميبنيم كه اون برداشت ونتيجه گيري ما فورا باطل شد ،تعجب بيشتراينكه اين مردم ازنظرقومي ميگويند ما تيموري هستيم وتيموري اصلا ريشه ي قومي اش به تاجيك ها برميخوره ، ولي چطورپشتو زبان شده اند ؟ خودشان ميگويند ؛ به علت سالها نشست وبرخواست با پشتونها ، حالا پشتوزبان شديم . ميگويند سابق ما مثل كوچي ها مالداربوديم ودراين مدت بيشتربا كوچيهاي پشتو زبان رابطه ومراوده داشتيم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مردم چنان با محبت وخوبي رفتارميكنند كه لحظه هايي كلا شرمنده ابراز احساسات شان ميشويم ، براي ما چاي مياورند وسرشته نان ميگيرند كه ما مانع ميشويم . درسرچشمه يك كاريز، يك نفرسوداگر دوره گرد دربرابركِيشته وآرد وگندم ، بسكوت وساجق و..... به اطفال ميدهد ....با غوث الدين صحبت ميكنم او به پسرش دستور ميدهد برو يك دسته گندم بيار ، پسرش يك دسته خوشه هاي گندم را ازخرمني كه هنوزنرم نشده است مياورد ، غوث الدين با كف دستش حدود ده خوشه را يك جاكف مال كرده خاك ميكند ، بعد پف ميكند به من نشان ميدهد كه ببين اين حاصلات ما است ، ميبينم كه گندمي نيست چند دانه گندم آن هم كاملا پوچ وخالي كه درواقع ميشه گفت پوسته ي گندم است دركف دست پيرمرد معلوم ميشود ، ميگويد آب كه نبود گندم اين ميشود ما فقط به اميد كاه اش اينها را جمع كرده ايم . غوث الدين درقريه لوله مرغ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يك دختر9 ساله اش را براي پسر چهارساله اش بايك دختر2 ساله تبادله كرده است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قريه پاي قلف : ازقريه لوله مرغ به قريه پاي قفل يا به قول اهالي پاقلف مياييم . درقدم اول ازعزيزالدين كه برادرارباب است ميپرسم چرا اينجارا پاي قفل ميگوييد؟ عزيزالدين ميگويد اين قريه را ازآن جهت پاي قلف ميگويد كه آب آن توسط يك بزرگ قفل شده است . ميگويم بيشترتوضيح بده يعني چه قفل شده است؟ ميگويد ؛ يك بزرگي كه مردي خيلي صاحب كرامت بوده است يك روز ازاينجا عبورميكرده است ، درهمان موقع ميبينه وقت نمازشده است ، ميخواهد وضو كنه ميبيند آب نيست ، دست بلند كرده دعايي ميكند ، درهمان بلندي كه ميبني عصايش را ميزند ازفضل وبزرگي خدا فوري چشمه اي به وجود ميايد كه عالم خدارا آب ميگيرد ، آن بزرگوارنمازش را ميخواند وميرود واين چشمه آن چنان آب ميدهد كه دريك لحظه دنيارا آب ميگيرد وتمام اين قريه هارا نزديك كه آب ببرد ، مردم به پيش اين بزرگوار كه نامش خواجه قبله بوده است وهنوز هم قبرش درتولك است ميروند ، عرض وداد ميكنند كه اين آب مارا به عذاب كرده زندگي مارا تبا ه كرده ، يك كاري بكن ، اين آغا كه خيلي بزرگوار بوده است اين دفعه دست بلند ميكند وميگويد قفل ، يك دفعه آب كم ميشود تا جايي كه مردم ميگه بس . وآب به اندازه ميشه .... ازهمان زمان تاكنون اين آب همينه كه ميبيني ، نه كم ميشه نه زياد .... اگردنيا را سيل هم ببره اين آب به همين اندازه است واگرتمام دنيا را خشكسالي ببره بازهم اين آب همين اندازه است ..... آب همچنان به اندازه فوران ميكند وما دست وروي تازه ميكنيم ... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ارباب نيست وپسرش كه حدود 14 يا 15 ساله است براي ما درزيردرخت كلان چارمغز فرشي مياندازد ودرحاليكه تشك را پهن ميكند وبالش ميگذارد ، ميپرسم مكتب ميروي ؟ ميگويد ؛ نه . ميگويم ؛چرا ؟ ميگويد ؛ رفتم خلاص كردم ... ميگويم ؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آفرين ، پس فارغ شدي ؟ ميگويد؛ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بلي . تا صنف پنجم خواندم .... ميگويم ؛ بعد چه شد ؟ ميگويد ؛ بعد مكتب خلاص شد ، ديگه من نرفتم .... پسرارباب با آنكه تا صنف پنجم را درس خوانده است ولي يك سطرچهاركلمه اي را نميتواند بخواند ... بي سواد مطلق .... تاسف ميخورم به حال آينده ونسل آينده ..... فكرميكردم ما قرباني جنگ شديم ولي اميدي به نسل نو هم نيست ..... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بعد ازظهر درمهمان خانه ولسوالي بايك انجنيرآشنا ميشوم ، انجنيربشيركه اهل ولايت غزني وازولسوالي خواجه عمري است ، انجنيري را دركابل خوانده است ودراستخدام وزارت انرژي وآب است . او درمورد بند سلما به ما اطلاعاتي ميدهد كه خالي ازفايده نيست اگرباشما شريك سازم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. انجنيربشيرميگويد : حدود 67 درصد پروژه تكميل شده است وتا پايان سال 2009 انشاءالله بند كامل شده به بهره برداري ميرسد ، البته اگرمسايل امنيتي مانع كارنشود . وي درمورد خصوصيات اين بند ميگويد : ارتفاع بند ازسطح دريا حدود 107 متروتاج بند ازاين كوه به آن كوه ، 551 متراست و ازنظرطولي 28 كيلومتررا زيرآب ميبرد . كه تا دره تخت تمام اين قريه جات وكشت زارها را شامل ميشود . و600 ميليون مترمكعب آب را ظرفيت دارد . و42 مگاوات برق ميتواند توليد كند كه سه توربين قرار است نصب گردد كه هرتوربين 14 مگاوات برق توليد خواهد كرد . ودرحدود 45 هزار جريب زمين زراعتي را زيركشت ميبرد . اين بند درقدم اول با هدف كمك به زراعت منطقه بسته شده است وهدف اصلي آن زراعت است ولي توليد برق ازاهداف دوم است وچنانچه آب كم شود ما به تدريج ازتوليد برق با ازكارانداختن توربين ها جلوگيري ميكنيم . درضمن عكاسي ازبند ممنوع است .... وحدود 77 ميليون دالرهزينه درنظرگرفته شده است ... &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Jul 2008 09:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=186</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-186.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطرات یک روزه یک وکیل درکشورغیرتستان </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-185.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 3.75pt 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;خاطرات یک روزه یک وکیل درکشورغیرتستان&lt;/STRONG&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 3.75pt 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;21ثور1387 &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 3.75pt 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=left&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عبدالواحد رفيعي &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;صبح زود كه ازخواب برخاستم، ديدم پيامکي روي تلفنم ثبت شده است، پیامک ازملا... بود كه خبرداده بود سه نفرازشهادت طلبان داخل پايتخت شده اند، ولي موقعيت شان را نگفته بود. بايد تا چند روز ديگراتفاقي بيفتد. اين كه دركجا وكدام خيابان، بايد ازخودشان سوال كنم كه يك وقت خودم به تيربرابرنشوم ... خوب فعلا كه بايد درباره پارلمان فكركنم .....&lt;BR&gt;تلفن را برداشته زنگ زدم به يكي از وكلا كه چند وقتي ميشود دريك ائتلاف باهم رفيق شده ايم. راستش حساب و كتاب ائتلاف ها و زد و بند ها ازبس زيادند، گاهي آدم فراموش ميكند كه كدام ائتلاف براي كدام چيز بود. زنگ زدم ازاو بپرسم كه اجنداي امروز پارلمان چه است. جواب دادند «ايشان در سفرخارج هستند....» مرتكه يك پايش اينجا است يك پايش در خارج .... &lt;BR&gt;مجبورشدم به منشي پارلمان زنگ بزنم تا بدانم بالاخره امروز اجندا داريم يا نه؟ جواب داد &quot; اجنداي خاصي نداريم، تشريف بياوريد اگرنصاب پوره شد روي یک اجندا بحث ميكنيم ...&quot; . مطمئنم با اين همه گرفتاري ومصروفيتي كه وكلاي محترم دارند اول كه حد نصاب پوره نمي شود، دوم هم اجندايي نخواهيم داشت ..... با اين وضع تصميم گرفتم امروزهم به پارلمان نروم وضرورتراست كه سري به سفارت كشوردوست وبرادر&quot;جابلقا &quot; بزنم ،چون سفيركشوردوست وبرادر مي خواستند جزئيات مجلس سري ديروز پارلمان را بدانند. شما مي دانيد كه اين خارجي ها وسفارت خانه های مقيم كابل برخلاف سفارت خانه هاي ما درديگركشورها كه نميدانند سفارت خانه براي چه است،‌بيشترازما به جزئيات اين گونه مجالس علاقه مندند و برخلاف ما كه مجلس سري ميگيريم ولي نتيجه نمي گيريم ، آنها ازاين مجالس بيشترازخود ما نتيجه مي گيرند ...... زنگ زدم كه ازسفارت وقت بگيرم، گفتند: سفيربا وزيرصاحب (.....) امروز قرار ملاقات دارند، شما ميتوانيد با دبيراول سفارت ديدن نماييد، آن هم بعد از چاشت اگروقت كردند شمارا ميبينند. پدرلعنت ها ، هميشه وقتي تلفن مي كنم اين گب ها را مي زنند، باوركنيد اگرتلفن نمي كردم همينطورسرم را ميانداختم پايين وسرزده ميرفتم دم دروازه سفارت فوري راهم مي دادند وسفيررا هم مي ديدم، وقتي تلفن ميكنيم ازاين بهانه ها مي تراشند، نمي دانم به چه دليلي خوش دارند اينقدرآدم را سرگردان كنند، فكرمي كنند ما چشم دنبال ويزاي آنهارا داريم .... &lt;BR&gt;وقتی برنامۀ رفتن به سفارت به تأ خیرافتاد ، تصميم گرفتم اقاي &quot;جهان دارهفت سر&quot; را ببينم كه تازه براي رياست جمهوري خودش را كانديد كرده است ،‌وقتي ازدفتربرآمدم يك عالم ازاين كساني كه به من راي داده اند دم دروازه جمع بودند با سرصدا و آه وناله ، فكرمي كنند ما كه وكيل شديم معجزه مي كنيم ، يكي ازآسمان مي گوید يكي ازريسمان. توصيه مي كنم هركاره يي مي شويد بشويد ولي وكيل نشويد. باوركنيد ازدست موكلين خود به ستوه آمده ام ، يك راي داده اند حالا انتظاردارند من بچه شان راهم تروخشك كرده پوشك كنم. بدون توجه به اينها موترم را سوار شده ازآنجا دورشدم، رفتم به دفترجهاندارهفت سر تا ببينم چه طرح و برنامه براي كار دارد. وقتي به دفترشان رسيدم ديدم قبل ازمن سه تا ازوكلاي ديگرازدفترشان برآمدند، اين ها را ديروز دردفترحزب &quot;جبهه اتحاد قومي هم ديده بودم &quot; نميدانم چرا هرجا مي روم اين چند نفرهم هستند! تعجب آوراين كه يكي ازاين ها ازحزب دموكراتيك خلق است و يكي هم عضو يكي ازاحزاب جهادي، اين كه چطورشده كه بعد ازسالها تيغ كشي وخون ريزي، اين گونه با هم دوش به دوش راه ميروند، بنا به همان دليل تاريخي وعقلي است كه گفته اند &quot; سياست پدرومادرندارد &quot; برپدرسياست لعنت ... بعد ازملاقات با اين كانديد رئيس جمهوري، ازآمدنم پشيمان شدم، پيشنهاد خاصي نداشت، بدتراين كه گفت با كمبود بودجه مواجه است ... ازآنجا برآمدم كه تلفن زنگ زد، ‌يكي ازوكلايي بود كه در يك ائتلاف ديگربا او شريك هستم. گفت دردفتر&quot;جبهه متفق وطني ، .......&quot; كه ميخواهد روي انتخاب وزيرجديد خارجه به جاي وزير فعلي تصميم بگيرند و سخنگوي شان بعد ازظهر دريك كنفرانس مطبوعاتي نظرجبهه را اعلان مي كنند. اين سخنگو تا جايي كه من مي شناسم تا حالا سخنگوي چندين جبهه وحزب وكنگره و رهبربوده است و.... و ذاتاً &quot;سخنگو&quot; به دنيا آمده است و استعداد عجيبي درتغييرموضع ونظردارد ودرارائه ی همه گونه نظري استاد است، سخنگوي جبهه را ميگويم .... ، خود اين حزب هم خيلي شلم شوربا است. ازكمونيست ومائوئيست سابقه گرفته تا مجاهد و طالب در اين حزب عضويت دارند، اگرخواسته باشيد ازاحزاب موجود افغانستان چه درگذشته و چه درحال و چه درآينده نمونه گيري كنيد، حتما به دفتر اين حزب مراجعه كنيد ..... &lt;BR&gt;از آن جا رفتم به وزارت تحصيلات عالي تا كار دوتا بورسيه هاي خارجي بچه كاكا و برادرزاده ام را دنبال كنم وزيرصاحب گفته بودند اينها صنف دوازده را خلاص نكرده اند، رفتم از وزارت معارف شهادت نامه 12 را جوركردم ، حالا بروم كه كارگرميافتد يانه ؟ &lt;BR&gt;بعد ازظهر طبق قرار صبح، رفتم سفارت كشوردوست و برادر ..... كه خوشبختانه جناب سفيرهم ازملاقات با وزير.... آمده بودند و مرا ديدند. گزارش مفصلي ازجلسه سري پارلمان كه درباره مسايل امنيتي بود خدمت شان دادم. خيلي كيف كردند و حتي بعضي نكات را يادداشت كردند. هميشه وقتي چيزي را يادداشت مي كنند مي فهمم مهم است وهرچه بيشتريادداشت كنند مي فهمم قضيه مهمتراست و من بيشتركيف مي كنم. خيلي خوشحال شدند و درتوصيف مهمان نوازي هاي مردم افغانستان يك عالم گب زدند كه سرم را به درد آورد . نمي دانم چرا اين جماعت خارجي بسيارعلاقه دارند ازمهمان نوازي وغيرت افغانها براي ما حرف بزنند .... ازآن جا برآمدم كه درسالون انتظار يكي ازمعاونين رياست امنيت ملي را ديدم. با ديدن من تعجب كرد ولي نميدانم چرا كمي دست پاچه شد. ازدليل آمدنش سئوال كردم، گفت كه يكي ازفاميلهايش مريضه به دنبال ويزه هستند. نپرسيدم براي ويزا چرا اين وقت روز مراجعه كرده است ....&lt;BR&gt;ازآنجا بايد آقاي ويليام را مي ديدم كه اهل كشور&quot;جابلستان&quot; است، ولي دوست شخصي من است. مهارت خاصي درزبان پشتو دارد وفارسي دري را مثل زبان مادرش مي فهمد. او علاقه دارد هرروز بعد ازظهروقتي من ازپارلمان خلاص ميشوم مرا ببيند. علاقه مندي عجيب به مسايل روز افغانستان دارد. مناطق جنوب را قريه به قريه گشته است و چند مركز درماني وتعليمي هم براي مردم ساخته است، ولي خيلي آدم عجيبي است. وقتي چيزی را پيش بيني مي كند حتماً اتفاق ميافتد، مثل كف بين ها، مسائل افغانستان را پيش بيني ميكند. هرچيزي را كه او مي گويد بعد ازچند روز اول دريك روزنامه خارجي معتبرنشر مي شود، بعد بي بي سي اعلان مي كند بعد همان پيش بيني دركابل اتفاق ميافتد ..... او را ديدم پاره اي مسايل را با هم درميان گذاشتيم كه ازمن خواست باكسي نگويم. من هم براي حفظ اسرار ملي خوش ندارم اينجا بگويم. درضمن من هم چيزهايي را كه شنيده بوم به او گفتم ، خيلي خوش شد و در آخر رو به من كرده گفت: «من افغاني به صداقت وراستي تو نديده ام!» ‌خيلي تشكر كرد و در باره ی غيرت و مهمان نوازي افغان ها يك عالم گب زد و تاكيد كرد؛ تك تك سربازان كشورش چقدرخاطرات خوشي ازمهمان نوازي افغانها دارند .... &lt;BR&gt;بعد از آن درميزگردي دريكي از تلويزیون هاي خصوصي شركت كردم. نميدانم چرا اين تلويزیون درمورد هرمسئله اي مرا دعوت ميكند، اين بار بحث درمورد &quot;جنگ سريال ها&quot; ودرگيري تلويزونهاي خصوصي با وزيراطلاعات و فرهنگ است كه اين روزها برسر پخش كردن اين سريال ها وپخش نكردن آن ها به شدت ادامه دارد، ولي باوركنيد هنوز نمي دانم كه چه موضعي بگيرم، چون از نتيجه وعاقبت اين كش مكش مطمئن نيستم. براي من اصلا نرخ روز خيلي مهم است. راستش هنوز دراين مورد خاص نرخ به دستم نيامده. با اين وجود رفتم و چند كلمه اي در مورد آزادي رسانه ها گفتم ... آهان يادم رفت كه بگويم جناب سفيردرباره ی ماندن يا رفتن وزير اطلاعات و فرهنگ كشور هم گفتني هايی داشت كه گفت «به زودي به سمع ريئس جمهورشما ميرسانيم ....» دراين ميزگرد البته بعضي گفتند سريال ها باشد، بعضي گفتند نباشد، ولي من از آنجا كه خوش دارم يكي به ميخ و يكي به نعل بزنم، موضعم را فعلا و براي 24 ساعت دیگر اين گونه بيان داشتم: درصورتي كه درروابط شكننده ي ما با كشورهاي دوست و كشورهاي همسايه وهم چنين دموكراسي جوان و نوپاي ما صدمه وارد نكند، پخش آن ادامه پيدا كند، ولي درصورتي كه با ارزشهاي اسلامي و ملي ما درتناقض نباشد پخش آن ادامه پيداكند! و...&lt;BR&gt;از آنجا خسته و كوفته برگشتم به دفترارتباطات عمومي ام كه كارت دعوتي روي ميزم ديدم. ازسفارت كشوردوست و برادر &quot; پشت كوه قاف &quot; بود كه به مناسبت روز ملي شان مجلس مهماني گرفته بودند ، نمي شد نرفت، پارسال كه رفتيم در آخر مهماني سرهرنفريك پاكت به هركدام ازمهمانها دادند. داخل پاكت يك مقدار دالر بود. چيزدندان گيري نبود ولي به رفتن ميارزید. بعدا گفته شد كه داخل پاكت يكي از وزرا 50000 دالر بوده است! ‌من هميشه معتقدم كه دراين كشور آدم وزيرباشد بهترازاين است كه وكيل باشد، مسئوليت و درد سرش كمتر ولي منفعت و درآمد ش بيشتر .... بگذريم. رفتيم ... سالن پر بود و جناب سفير با بعضي بيشتر با بعضي كمتر، با بعضي به صورت راست و با بعضي به صورت خميده خوش وبش مي كرد. ازطرز رفتارسفيربا بعضي مي شد فهميد كه طرف چقدر ميارزد. وقتي برآمديم برخلاف پارسال ازپاكت خبري نشد، گفتیم شايد بعدا بفرستند، چون پارسال آن پاكت ها براي دهنده وگيرنده كمي مايه شرمندگي شد.امسال شايد به صورت زيرميزي بعدا بفرستند. خوب خدا مهربان است ......... &lt;BR&gt;حالا با اجازه بروم بخوابم كه فردا كاردارم ...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 3.75pt 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 3.75pt 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 8.5pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;                 &lt;FONT color=#ff0000&gt; برگفته شده ازسایت دردری &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 11:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=185</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس هایی ازولسوالی چشت شریف </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>رمه ی درحال گذرازیک تپه 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A class=thickbox href=&quot;http://i36.tinypic.com/30csi1v.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i36.tinypic.com/30csi1v.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215938319859=&quot;37&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i36.tinypic.com/30csi1v.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خانقاه مخروبه که محل عبادت طریقه ی چشتیه بوده است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i33.tinypic.com/n1a2ap.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i33.tinypic.com/n1a2ap.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215938422343=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i33.tinypic.com/n1a2ap.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیارت ومقبره ی سلطان مودود چشتی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i36.tinypic.com/2ymansw.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i36.tinypic.com/2ymansw.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215938493406=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i36.tinypic.com/2ymansw.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرآن ُ پنجره ای به سوی نور &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i37.tinypic.com/2gtw395.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i37.tinypic.com/2gtw395.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215938545546=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i37.tinypic.com/2gtw395.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i33.tinypic.com/14294cg.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i33.tinypic.com/14294cg.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215938623312=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i33.tinypic.com/14294cg.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عکاسی درچشت شریف ُ این تنها عکاسی دراین شهر است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i33.tinypic.com/11b2epu.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i33.tinypic.com/11b2epu.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215938641625=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i33.tinypic.com/11b2epu.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i35.tinypic.com/5miqvn.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i35.tinypic.com/5miqvn.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215938704375=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i35.tinypic.com/5miqvn.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کودکانی خارکن که ازکوه برگشته است ساعت ۸ و۳۰ صبح اینان ازکوه برگشته بودند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i33.tinypic.com/v4tmpx.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i33.tinypic.com/v4tmpx.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215948350734=&quot;37&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i33.tinypic.com/v4tmpx.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i36.tinypic.com/2zsxpcp.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i36.tinypic.com/2zsxpcp.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1215948442718=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i36.tinypic.com/2zsxpcp.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برنج وشالیکاری درقریه ده زبر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i35.tinypic.com/2ege0w2.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i35.tinypic.com/2ege0w2.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1216027026968=&quot;37&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i35.tinypic.com/2ege0w2.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قریه سلما &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i33.tinypic.com/106y4pk.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i33.tinypic.com/106y4pk.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1216027125968=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i33.tinypic.com/106y4pk.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پل لرزانک ساخت مردم محل برا عبور ازرودخانه . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i38.tinypic.com/iefdph.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i38.tinypic.com/iefdph.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1216027278937=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i38.tinypic.com/iefdph.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چوپانی درقریه سنج &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A class=thickbox href=&quot;http://i37.tinypic.com/mhx54g.jpg&quot; name=&apos;&lt;br/&gt;&lt;a href=&quot;http://i37.tinypic.com/mhx54g.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;View Raw Image&lt;/a&gt;&apos; jQuery1216027355171=&quot;38&quot;&gt;&lt;IMG id=imgElement title=&quot;Click for a larger view&quot; src=&quot;http://i37.tinypic.com/mhx54g.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Jul 2008 09:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر به چشت شریف </title>
<link>http://mosafeer.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يك شنبه 16/04/1387 برابربا 6 جولاي 2008 &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;سفربه ولسوالي چشت شريف ! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ولسوالي چشت شريف در160 كيلومتري شرق هرات واقع شده است كه ازمسيرولسوالي &quot;اوبه&quot; در90 كيلومتري هرات ميگذرد ودرسرشاه راه هرات به چخچران واقع شده است .چشت شريف يكي ازولسوالي هاي مهم هرات است كه معدن مهم سنگ مرمر وهم چنين بند حياتي ومهم سلما درآن واقع شده است . ولسوالي چشت ازآنجا كه دركنار درياي هريرود واقع شده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;است ، يكي ازولسوالي هاي زراعتي وحاصلخيز ميباشد كه زمينها ي آن دوفصل كشت ميشود، يك فصل گندم وبعد ازبرداشت گندم روي همان زمين ماش ميكارند . ازديگرحاصلات اين ولسوالي برنج صدري وبرنج نيلوفر است كه جزو حاصلات مهم اين ولسوالي ميباشد . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حدود ساعت يك بعد ازظهربه ولسوالي چشت شريف ميرسيم كه روي طاق دروازه ي ورودي آن نوشته شده است &quot;به مركزطريقه ي چشتيه خوش آمديد . درسمت چب دروازه ورودي درست به كنارسرگ ساختمان خرابه ي ازخانقاه شريف واقع شده است كه محل عبادت طريقه ي چشتيه بوده است . كمي آن طرف ترازاين خانقاه زيارتي با دوگنبد ومنار ديده ميشود كه قبر سلطان مودود چشتي يكي ازبنيان گذاران ومبلغين طريقه ي چشتيه است . درميان صحن زيارت يك مدرسه ديني واقع است كه تعدادي ملا وآخند زندگي ميكنند وتعدادي كمي زائرين ازاطراف ولسوالي درحال زيارت است درميان زيارت روي يك لوحه ي كه قاب گرفته شده است درمورد سلطان مودود چشتي&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;با خط خوش وقلم ني يك باب مدحيه ولقب نوشته شده كه من خلاصه ي آنرا چنين خلاصه ويادداشت كردم : &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حضرت سلطان مودود چشتي دررجب سنه 433 ه ق درچشت شريف به دنيا آمد ودرعمر 7 سالگي قرآن را ازحفظ بود وبه عمر 16 سالگي به كمال علوم رسيد ودراين هنگام كتاب هاي منهاج العارفين وخلاصت الشريعه را تصنيف كرد ودر29 سالگي ازجانب پدربزرگوارش سيدنا ناصرالدين ابويوسف چشتي ، برسجاده خلافت وارشاد نشست وبه هدايت خلق مشغول گشت ودرممالك شام ، فلسطين ، عراق ، عربستان ، وبلخ وبخارا ، سيرنمود. به روايتي 12 خليفه دراطراف واكناف داشته است . ومريدان زيادي ازانس وجن داشت . ودرجمله اي چنين آمده است &quot; ونقل است كه اگروي را طواف كعبه آرزو بودي ازنظرمردمان غائب شدي وطواف نموده بازآمدي &quot; .... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;درمورد سلسله چشتيه درهمين لوحه چنين نوشته شده است&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;:&quot; سلسله ي چشتيه در314 هجري توسط خواجه شراف الدين ابواسحاق شامي ، شايع واساس گذاري شده است ...&quot; ولي دراين لوحه گفته نشده است دركجا ودركدام شهر .. ......ودرادامه چنين آمده است : &quot;سلسله ي قادريه توسط حضرت شيخ عبدالقادرگيلاني ، وسلسله ي سهرورديه توسط شيخ شهاب الدين سهروردي درسنه 620 ه وسلسله ي نقشبنديه توسط شاه نقشبند درسنه حدود 800 ه ق پايه گذاري شده است .... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;طبق معمول ميرويم به ولسوالي ، ولي بازهم طبق معمول ولسوال تشريف ندارند وبا رئيس اداري لحظه اي را صحبت ميكنيم ودرمهمان خانه ولسوالي درطبقه سوم ساختمان ولسوالي كه سه سال قبل توسط&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نيروهاي خارجي اعمارشده است ميرويم ولي مهمان خانه نسبت به سه سال قبل كه ديده بوديم وچند شبي را مهمان بوديم چنان تخريب شده است كه يك لحظه فكرميكني توسط كدام نيروي مهاجم چوروچباول گشته است . ظروف آشپزخانه كاملا به غارت رفته است ، درهاي كابينت آشپزخانه ازجا كنده شده است اجاق گازخراب شده است، اطاقي كه براي مهمانها تخت گذاشته شده بود كاملا غارت شده است نه ازدوشك ونه ازپتوهاي نو آن درسه سال قبل خبري است وروي آن يك فرش كهنه انداخته شده است ، وارد سالن كه ميشويم چوكي به صورت درهم ريخته هركدام دريك گوشه ي مثل اينكه پرتاب شده باشد افتاده اند ، روي ميزهايي كه براي كنفرانس روم است وقتي دستي ميزني انگشت آدم تا ده سانت داخل خاك فروميرود ، راه پله هاكاملا كثيف ومملو ازكاغذ هاي باطله وپاكت ها ي خالي بسكويت وپلاستيك وخاك و..است ، شيرهاي آب دست شويي همه خراب اند وازيكي آب به صورت دايم ميرود وبسته نميشود ولي آب گرم كن آن كارميكند چراكه سربازان ميايند درتشنابي كه اصلا برا ي حمام نيست حما م مكينند ، برق بيست وچهار ساعته ازشركت هندي كه پروژه بند سلما را كارميكند درولسوالي وجود دارد .... ازيكي ازمسئولين سوال ميكنيم كه چرا اين ساختان واين مهمان خانه به اين روز افتاده است ؟ ميگويد هركسي كه آمده يك چيزي را برداشته برده است ، فلان مقام پتوهارا برد ، فلان اداره ظروف را برد ، كي باشه كه پرسان كند ؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Jul 2008 07:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mosafeer&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>mosafeer</dc:creator>
<guid>http://mosafeer.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
