یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
این مطلب نوشته ای است نقد گونه ازطنزنویسی معاصر ومعروف کشور آقای احسا ن الله سلام که درمورد طنزهای این حقیرزحمت کشیده به رشته تحریردرآورده اند که ازایشان یک دنیا سپاسگزارم ......
طنزنویس ارجمند جناب رفیعی
یک خرجین درود گرم درسرمای هرات نثارتان باد. معذورم که به علت سرما خورده گی های پیهم نتوانستم به وعده وفا کنم. امید وارم درکنار دروغ گویان حسابم نکنید.
طنزهای تان را با شوق فراوان خواندم. خوشحالم که آگاهانه درجادۀ طنز گام نهاده اید. این راهی است بسیارهموار، اما باریک ودراز. رفتن دراین جاده چشم بینا، گوش باز، ذهن بیداروارادۀ قوی به کار دارد. باوردارم که این صفات دروجودشما جلوه گراستند.
برای یک طنزنویس مهم این است که پدیده ها را با دوربین طنز تماشا کند، یعنی طنزاندیش باشد. ذهنیت تردید برانگیزداشته باشد ودرد را بیشتر وپیشترازدیگر هنرمندان حس کند. ذهن یک طنز نویس باید انبارمفاهیم انتقادی واصلاحی باشد. انتقاد آمیخته با ظرافت، انتقاد هنرمندانه.
درکشورما، اندک کسانی ازماهیت طنز آگاه استند. حتا بسیاری ازادیبان ما با مقولۀ طنزبرخورد سبک سرانه دارند ویا درسیر تحول تاریخی طنزازحافظ به بعد کسی را نمی شناسند. شاید زاکانی را منکر نشوند.
باوردارم که جریان طنزنویسی درافغانستان نیرومند نیست ودراوضاع کنونی طنزازپشت دیوارمطبوعات "کله کشک " می کند، مگراین خم خم رفتن طنازان را نباید نادیده گرفت.
ازجانب دیگر، باری می بینم نویسنده یی طنزمی نویسد، اما نمی داند که چگونه طنز بنویسد، ازبی چاره گی شاخ می کشم.
درهجوم این باورها و نا باوری ها وقتی مشاهده می کنم، رفیعی عزیزدرتلاش کسب دانش ادبی برای تسخیرقله های هنرطنزنویسی است، دانۀ امید درکشتزار دلم جوانه می زند.
حال بر می گردم بر سر کار های شما وگپ هایم را مختصروشتاب زده با شما در میان می گذارم. وحرف های بیشتر را به آینده موکول می کنم تا پلی باشد میان ما وشما. خواهشمندم این نبشته را نقد به حساب نیاورید. زیرا نقد وارزیابی عالمانۀ طنز، بحث جداگانه است که اکنون مجالش را ندارم.
هرچند می خواستم دربارۀ یک طنز شما ـ به گونۀ مشخص ـ ابراز نظر کنم، اما از آن زمان تا اکنون چند طنز دیگرتان را نیز خواندم ، بایسته می دانم که همه را درنظر داشته باشم.
درگام نخست به ارزشمندی وجنبه های مثبت کارتان اشاره می کنم:
ـ برای انتخاب قالب وگزینش شکل درتنگنا قرارندارید ومحتوا را درظرف مناسب می ریزید؛
ـ به ژانرهای ژورنالیستی ـ که حرف روز را می زنند ـ دربیان طنز بیشترتوجه کرده اید؛
ـ برای بازتاب و گسترش یک موقعیت طنزآمیز، بیان تان رسا وموشگافانه است؛
ـ لحن طنزدرمحورعمودی طنز های تان بیشترتبارزمی کند؛
ـ عنصرتخیــل درپرورش محتوا برجسته است. تخیــل پردازی به شما کمک می کــند تا در نـــگارش " طنزموقعیت" وارد تنگنای بیان نشوید؛
ـ درنوشته های تان ازبازتاب علت ها غافل نیستید؛
ـ عنصربسیار مهم درطنز های تان" اندیشۀ درد" است که بر می گردد به تعهد ورسالت طنز نویس؛
ـ ریشخند وتمسخردرنبشته های تان بسامد بالا دارد؛
ـ هدف طنزـ که بارآوری اصلاحات درزمینه های سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و... است ـ درانتقاد های طنزآگین شما دنبال شده است؛
ـ ... مهم ترازهمه که می خواهید طنزبنویسید وطنزپردازبمانید....
اکنون شماری ازکاستی های کارتان را بیان می دارم که با اندک توجه وتعمق می توان آن ها را ازمیان برداشت:
ـ گاهی درمقدمۀ طنز، شیوۀ بیان خالی ازشگرد های طنز آمیزاست، مثل مقدمۀ طنز" اندرباب گشت وگذار..." ؛
ـ عبارات وجمله های زاید درطنزها سبب فروافتادن قوت ولحن طنزمی شوند؛
ـ عنوان های درازکه متن طنزرا پیشاپیش افشا کند، مناسب نیست؛
ـ گاهی مفاهیم ومحتوای طنزدرپاراگراف های بعدی تکرارمی شوند که برای خواننده ملال آوراست وسبب اطناب سخن می شود واز قوت طنز می کاهد؛
ـ آوردن مفاهیم ضمنی دریک طنزگاهی پذیرفتنی وبه جاست ، اما گاهی هم با متن همخوانی ندارد. وقتی درطنزمولانا حکم وزیرفرهنگ که متوجه توبیخ مولاناست، به سوی فرخی وفردوسی کشانده می شود، موقعیت مولانا را کم رنگ می سازد وفضای طنزرا عوض می کند...؛
ـ درپایان طنزها، عبارات وجملاتی آورده می شوند که به گونه یی، نتیجه گیری نویسنده را بیان می کند ویا نویسنده ، خواننده را آشکار به داوری فرا می خواند. این عمل در نگارش طنز کار اضافی است. وقتی طنز دراوج بیان پایان پذیرفت، نباید فروافتد؛
ـ لحن طنزدرمحور افقی طنزها ضعیف است. این کارـ دربرخی از روش های طنز نویسی ـ درشمارکاستی نمی آید اما اگربه آن توجه شود، برقوت لحن طنزوجذابیت آن می افزاید؛
شماری ازکاستی های دستوری ، املایی که شاید عدۀ شان اشتباهات تایپی باشند:
پیشاپیش اشاره باید کرد که دراین جا مرادازسلیقه ها وشیوه های گوناگون املایی نیست. فقط اصولی است که عام است.
ـ " این" و"آن" با واژه ها یک جا نوشته نمی شوند؛
ـ دربعضی جمله ها مطابقت فعل با فاعل فراموش شده است، یعنی فاعل مفرد است وفعل جمع ویا برعکس؛
ـ " که" جدا ازکلمه نوشته می شود، به جز درچند مورد خاص که آن هم قبول عام نیست؛
ـ آوردن فعل های ترکیبی که از لحاظ معنی رسا وفصیح نیستند، مثل: مفیدیت داشتن، چرت شدن، بریده گردیدن و...؛
ـ تکمیل نبودن فعل اسنادی در پایان جمله ها؛
ـ ازنظرافتادن "ی" برسر"های غیرملفوظ" در حالات اضافی ونسبی؛
ـ آوردن چند فعل ساده ویا ترکیی پشت سر هم درجمله که مخل فصاحت است؛
ـ استفاده از ترکیبات نا رسا که به لحن طنزوسلاست جمله ها صدمه می زند، مثل: جواب استجواب، عزیزان مقامات و...؛
ـ پسوند هایی مثل: شان ، مان، تان، جدا از واژه نوشته می شوند؛
ـ پیوست نویسی وجدا نویسی یک دست نیستند ؛
ـ یک سان نبودن صیغه های مخاطب افعال، به ویژه دردیالوگ های طنز مولانا.
درفرجام چند پیشنهاد اضافی خدمت تان به عرض می رسانم:
ـ درکاربرد اصول نقطه گذاری ـ به ویژه درنثرادبی یا داستانی ـ باید سختگیرباشید؛
ـ واژه های بیگانه که با متن ولحن طنزرابطه ندارند، بهتراست ازبرابرهای فارسی آن ها استفاده شوند، مثل: لوکس، اسکورتی، سیستم، تریلی و...؛
ـ ازترکیبات تشبیهی طنزگونه و استعاره ها وکنایه های طنزآمیزدربهترساختن لحن وفضای طنزاستفاده شود؛
ـ درکاربرد حروف اضافه بیشتردقت شود؛
ـ به مترادف سازی واژه ها درمتن طنزآمیزتوجه شود؛
ـ عنوان طنزکوتاه باشد وآن قدربرهنه وآشکارنباشد که خواننده را ازمتن اصلی آگاه کند؛
ـ درانتخاب قالب های متنوع بیان، دست تان را بازتربگذارید؛
ـ وقتی طنزرا نوشتید، اگرفرصت داشتید آن را درگوشه یی بگذارید وفراموشش کنید. بعد ازیک دو روز با ذهن سرد دوباره بخوانیدش؛ ببینید که چه پیش می آید؛
ـ وقتی طنزمی نویسید، باید مخاطب تان رادرنظرداشته باشید. مرادم ازاین مخاطب کسانی هستند که بیرون ازحوزۀ انتقاد شما قراردارند. به بیان دیگر، قربانیان طنز شما نیستند؛
ـ نظریه های جدید دربارۀ طنزرا بی وقفه پی گیری کنید واگرمارا نیزازمحتوای آن ها باخبربسازید، کاربزرگی کرده اید.
برای آن که طنز تان قوی باشد، موضوع با ارزش را برگزینید ؛ هرقدربکوشیم، نمی توانیم ازواسکت بابه گک شهرداری یک طنز قوی را بیرون بکشیم؛
ـ وحرف های دیگر....
خامه ات توانا باد
احسان الله سلام
مسکونـــۀ جرمنستــان

