تبليغاتX
مسافر

شنبه بیست و هشتم شهریور 1388

به پیشواز ازصلح !!!

هم زمان با روز عید روز جهانی صلح را گرامی میداریم .

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 8:35 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388

من هم بالاخره میلیونرشدم !

امروز صبح وقتی ازخواب خیستم و امیل ام را بازکردم یک دفعه دیدم که میلیونر شده ام آن هم  به لطف جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ درافریقای جنوبی . پیام زیربه ایمل ام آمده بود  :

*                      

      ONTARIO CANADA HOUSE

           JOHANNESBURGE, SOUTH

      AFRICA.

        Dear Winner,

                         WINNING  INFORMATION

 

We happily announce to you the draw of the Special Global 2010 World Cup Promotional Draw. Your e-mail address attached to winning numbers 8 18 27 33 47 49 28 with a bonus Number 28.You have therefore been approved to claim a total sum of £800,000.00( EIGHT HUNDRED THOUSAND BRITISH POUNDS STERLING ONLY). This software is known as Random Access Program (RAP).It picks winners Email addresses from the internet and through a random process, HOW TO CLAIM YOUR PRIZE!! Simply contact our fiduciary agent in South Africa with the following information's:

برای کسانی که انگلیسی نمیدانند خلاصه بگویم که دراین پیام گفته شده من برنده مبلغ ۸۰۰ هزارپوند انگلیس شده ام .

 

ولی بنده متاسفانه ازآنجا که وقت وفرصت کافی ندارم تا برای دریافت این پول صرف کنم ازطرفی جایی هم برای نگهداری آن ندارم ُ ازهمین جا اعلام می کنم کسانی که تمایل داشته باشند میتوانند برای دریافت آن اقدام کنند ومن آنرا با کمال میل به علاقه مندان پول می بخشم تا برای خودشان بردارند .

ازطرفی ! درشهر ی که من زنده گی می کنم  به طور متوسط سه تا چهارنفر درروز به خاطرشهرت به سرمایده داری حتی به خاطر داشتن صرفا ده هزاردالر اختطاف میشوند ومن ازهمین جا به اختطاف گران محترم خبرمیدهم که نیاز به درد سرواختطاف من نیست ُ خودشان مستقیما می توانند این پول را دریافت کنند .

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 9:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388

با کمال تعجب !

من از۴ سالی که این وبلاگ را راه اندازی کرده ام تعداد بازدید کننده های آن مطابق کنتور انترنیتی که داره درهر۲۴ ساعت  از۲۰۰ نفرتجاوز نکرده است مطابق این شمارشگرتعداد بازدید ها بین ۴۵ تا ۱۳۰ نفردرنوسان بوده است ودریک مورد ۲۲۵ بازدید در۲۴ساعت بوده است  ولی برخلاف معمول پست  دیروز ما غیرمترقبه بوده است . شمارشگرنشان میدهد که دربیست وچهارساعت گذشته این پست که موضوع آن یک استفتاء مفید بوده است ازیک آیت الله مفید ُ به ۷۷۴ نفررسیده است .

به نظرشما اشکال ازشمارشگراست یا ازآیت الله یا ازبازدید کننده گان ؟

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 10:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388

استفتا’ !

این راه حل فکرکنم برای ما مردم وخصوصا برای جوانانی که هنوز ازدواج نکره بسیارحیاتی باشد . :

موضوع استفتاء: ازدواج > آیا زن و شوهر می توانند از طریق چت یکدیگر را ارضا کنند؟
 

سؤال: زن و شوهري كه از هم دور هستند آيا از طريق چت كردن مي توانند همديگر را ارضا كنند؟ آيا اين كار خود ارضايي محسوب نميشود؟

جواب: ارضاء زن و شوهر بهرگونه ممکن جائز است و هیچ اشکالی ندارد آن غیر خودارضائی خلاصه جائز است.

 

 

اصل مطلب را اینجا بخوانید :

http://www.rohani.ir/estefta/ans.php?stfid=5327&subid=&merg=1

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 9:16 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم شهریور 1388

مبارگ باد !!!

 

به تقلید از زیر نویس بعضی تلویزون های خصوصی وباد آورده !!!!:

"  روز جحانی صواد مبارگباد !!!! "

 

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 9:59 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم شهریور 1388

اعتراضیه !!!!

شهرداری مشهد درکشور ایران بدلایل زیرکه درتصویرمی بینید نام ایرج میرزا را ازروی یکی ازبلوارهای شهرمشهد برداشته است  :

به دنبال این اقدام تعدادی ازفرهنگیان وطنزپردازان ُ دراعلامیه ای این اقدام شهرداری مشهد را محکوم کردند که بنده به عنوان یکی ازدوست داران ژانرادبی طنز به نشان حمایت ازدوستان طنز پرداز متن اعلامیه را منتشرمی کنم  :

.: خدا :.

بیانیه‌ی جمعی از طنزپردازان در اعتراض به اقدام موهن شهرداری مشهد

 

    شهرداری مشهد نام بلوار «ایرج میرزا» را در این شهر تغییر داده است و در توجیه اقدام خود بر روی پرده‌ی بزرگی، در یکی از معابر، اطلاعیه‌ای را منتشر نموده که از آن برداشتی جز عدم آگاهی از شاخصه‌های فرهنگی و ادبی چیز دیگری استنباط نمی‌شود. آنچه بیش از تغییر نام بلوار تاسف‌برانگیز است، توضیحات نامناسب، ناآگانه و اهانت‌آمیز درباره‌ی این چهره‌ی ادبی است.

 

    ادبیات محل بازآفرینی و انعکاس واقعیات جامعه است. این انعکاس در آثار بسیاری از چهره‌های کهن و معاصر کشور به چشم می‌خورد. با دیدگاه شهرداری مشهد باید نام بسیاری از خیابان‌ها، میادین و ابنیه را در سطح کشور تغییر داد. زیرا که سعدی، مولانا، عبید زاکانی و بسیاری دیگر از ستارگان ادبیات ایران در آثار خود نکاتی را انعکاس داده‌اند که ممکن است با سلیقه‌ی کسانی همخوانی نداشته باشد. اما معیار رویارویی با مفاخر فرهنگی نباید سلیقه‌ی فردی یا گروهی در یک محدوده‌ی مکانی و زمانی باشد. میزان اعتبار فرهنگی هر شخصیتی در عرصه‌ی ناخود‌آگاه جمعی و تاریخی یک ملت تعیین می‌شود.

 

    ما جمعی از طنزپردازان ضمن اظهار تاسف از این اقدام غیرفرهنگی و اعتراض به آن، از شهرداری و شورای شهر مشهد می‌خواهیم از این پس در مواجهه با مفاخرکشور با احتیاط و آگاهی بیشتری روبرو شود و ضمن بازگرداندن نام «ایرج میرزا» به این بلوار، بخاطر اقدام ناصواب و ناصحیح خود عذرخواهی نمایند.

 

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 8:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم شهریور 1388

نام گذاری نوزاد ومشکلی به نام جومونگ !!!!

می خواستیم روی نوزادی نام بگذاریم ُ چشم حسود کور برخلاف انتخابات که هر۵ سال یک باردرکشور برگزارمی شود  درخانه ما مراسم نامگذاری نوزاد هرسال یک باربرگزارمی شود ُ .  بعد ازاینکه روی کدام نامی به نقطه ی مشترک نرسیدیم قرار شد تعدادی نام را برگزیده قرعه بیندازیم نام ها برای قرعه کشی نوشته شد : بهزاد ُ  فرشاد ُ  نثار ُ  فرید و...." دراین میان دخترم با آنکه  ۷ ساله است وصنف دو مکتب میباشد ولی ازافراد صاحب نفوذ و درعین حال صاحب نظر درخانه ی ما می باشد ُ آمد وسط و گفت بنویس "جومونگ"  همه خانه با این نظر مخالفت کردیم ولی او روی حرفش اصرار کرد که یگانه کاندید من جومونگ است وباید بنویسید اگرنه بهزاد و فرشاد و.... هم قبول نیست . ازآنجا که قانون خانه ی  ما هم مثل قاانون انتخابات کشور میباشد وفکرمی کنم قانون انتخابات ازروی این قانون نوشته شده است ُ لذا قانونا نمی توانستیم با نظروکاندید او مخالفت کنیم همانطورکه درکشوربا ۴۳ کاندید برای ریاست جمهوری کسی مخالفت نتوانست .ازطرفی ترس ازاینکه ممکن قرعه به نام جومونگ برآید همه را نگران کرده بود ُ  بنا براین من بعنوان ریئس خانواده به فکردورزدن قانون  افتادم تا ازبرآمدن نام جومونگ جلوگیری کنم . به این صورت تصمیم گرفتم مراسم قرعه کشی را فعلا به تعویق بیندازم . همان طورکه انتخابات ریاست جمهوری نیز برای سه ماه به تعویق افتاد وآب ازآب تکان نخورد . حالا به این فکرم که این تعویق تاکی ؟ وراه چاره چی است ؟ درحالیکه دخترم ممکن بعد ازسه ماه بازبگوید : " بنویس جومونگ "

درضمن همین دخترم اعلان کرده که درمراسم نامگذاری آینده که سال آینده خواهد بود اگه  نوزاد دخترباشه حتما نام "بانو سوسانا" را روی آن خواهد گذاشت .

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 11:59 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

یک تحلیل کاملا کوتاه !!!!

 

داشتم نتایج آرای مناطق مختلف افغانستان را میدیدم که به این رقم شگفت انگیزرسیدم :

بشردوست درجاغوری ۵۰۷۰۰ رای وکرزی ۳۸۱۰ رای گرفته  . این یعنی اینکه ازاین ببعد معامله با بعضی ازبه اصطلاح سران قوم برای گرفتن رای فایده نداره . کرزی دراین معامله تا هنوز تاوان کرده . دلم برای معاون دوم میسوزه ....

واما رای آوردن داکترعبدالله میرساند که درمیان بقیه اقوام هم باید بشردوستی ظهورکند تا مردم ازیک جنگ سالار رو بگرداند .

واما رای نیاوردن اشرف غنی ُ  هم غم انگیزاست وهم نا امید کننده .وقتی اشرف غنی  رای نیاورد به این معنی است که برای مردم افغانستان  دانش روز وعلمیت آدم ها هنوز جایی ندارد . به نظرم اشرف غنی بیشتر ازهرکسی شایستگی ریاست جمهوری را دارد ولی شاید برای افغانستان فعلی او زود روی صحنه آمده است . دراین مورد بشردوست هم خیلی خیلی زود آمده . فعلا دوره دوره زر و زور است که این دونفرندارند .

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 12:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم شهریور 1388

چشم دید های یک ناظرانتخابات !!!!

چشم دید های یک ناظر !

تا کنون سه دوره انتخابات درافغانستان برگزار شده است ، دو دوره ریاست جمهوری ویک دوره انتخابات شواری ملی ، وخوشبختانه من درهرسه دوره  این فرصت را داشته ام که به عنوان ناظرملی روند رای دهی را ازنزدیک نظارت کنم وهرسه دوره برای من جالب وآموزنده بوده است . دراولین دوره انتخابات ریاست جمهوری من درولسوالی پسابند ولایت غورمامورنظارت بودم ،  درمحلی به نام "بازارسقاوه" . شورشوق مردم را درآن منطقه ی دورافتاده هنوز به خاطردارم ، شوروشوقی ناشی ازامید به آینده ومعجزه ی که فکرمی کردند درراه است . مردم  درسرمای شدید صبحگاهی ماه میزان دربازار سقاوه  اززمان قبل ازطلوع افتاب ، با پای پیاده ویا سواربرخرمردان وزنان خودشان را به محل اخذ رای رسانده بودند .

دراولین دوره انتخابات شورای ملی من درلایت فراه بودم ودرلسوالی پشت رود قریه جات چین افغانی وچین فارسی را نظارت می کردم . شوروشوقی شگفت انگیزدرمیان مردم وجود داشت ،  امنیت تامین نیزتامین بود ، ولی اکنون درهیچ کدام ازاین ولسوالی ها ما نمیتوانیم برویم . وفکرنمی کنم درولسوالی پشت رود ولایت فراه اصلا انتخاباتی برگزارشده باشد ، چرا که عملا درکنترل طالبان است . یادش بخیرآن روزهای پرازامید .

دراین دوره انتخابات من درلسوالی ناآرام گذره ازتوابع ولایت هرات بعنوان ناظرماموربودم . ولسوالی که دوروز قبل ازانتخابات جنگ شدید میان دولت ویک گروه مخالف جریان داشت به این هدف که زمینه را دراین منطقه برای برگزاری انتخابات فراهم کند ولی درمنطقه ی جنگی "سیاوشان" تا آخرین لحظات هم صندوق ها بازنشد .

درسایتی که من درشروع رای گیری حاضربودم ، ازحدود ساعت 6 صبح مردم صف بسته بودند تا به کاندید مورد نظرشان رای بدهند . این صف ها برای من بازهم شوق برانگیزبود .

درست ساعت 7 صبح اخذ رای شروع شد ولی ساعت 7 و15 دقیقه وسیله سوراخ کن ازکارافتاد .وجریان رای دهی عملا متوقف شد . این نقیصه باعث جاروجنجال مردم با مامورین کمیسیون انتخابات شد . بلاخره بعد ازیک ساعت دستوررسید که کارت هارا قیچی کنند ، به این صورت جریان رای دهی ازسرگرفته شد .

درسایت های "پل مالان" ،" زیارت جاه" و" ناگهان"  استقبال مردم برای رای دهی واقعا شگفت انگیز بود،  ساعت 2 بعد ازظهرمن درسایت "زیارت جا " بودم  که هنوز هم صف های طویل ازخانم ها وجود داشت . گرچند که درقسمت مردان تعداد کم بود دراین مرکز 4 محل رای دهی برای مردان وسه محل برای زنان بود .

عکس ازهمکارم سید وحید هاشمی .

 

نکته ها وشنیده های جالب انتخاباتی :

 

  • به نقل ازیک همکارم درمنطقه تورغندی ولسوالی رباط سنگی ، پیرمردی رای خودش را داده ازمحل رای دهی خارج میشود ،  پیرمردیگری ازاو می پرسد ، به کی رای دادی ؟ پیرمرد اولی جواب می دهد  : به استاد ربانی . دومی اعتراض می کند ؛  استاد ربانی  که کاندید نبود ،چطوررای دادی ؟ اولی جواب داده : اگه بود اگه نبود من که عکسش را پیدا کردم به او رای دادم .
  • همکاردیگری قصه می کرد که خانمی درلیست به دنبال عکس فرهاد دریا می گشته وقتی پیدا نمی کند روبه مسئولین میپرسه:  من میخواهم به فرهاد دریا رای دهم ولی عکسش چرا ایجا نیست ؟
    • یکی ازکارمندان کمیسیون انتخابات به یکی ازبرگه های رای شورای ولایتی روی عکسی خیره میشود ، بعدازلحظه ی میپرسه این کیه ؟ یکی ازناظرین میگه " خانم مروا..." است دیگه . ناظردیگری درادامه به یک نفردیگه اشاره می کند ومیگوید این اخوی هم نماینده اش است که داره نظارت می کنه . کارمند کمیسیون که ریش بلندی داره ولنگی وکلاه سفید ، دوباره خیره میشود به عکس وسرش را به نشان تاسف تکان میدهد ومیگوید : " ببین چقدربی غیرت شدیم ما مردم ، غیرت نمانده  " . ناظرکاندید با تعجب میپرسد چطور؟  کارمند کمیسون میگوید  :" چطورنداره ، یک  زن آمده کاندید شده ، بعد یک مرد  آمده  ازاو نماینده گی می کنه،  ازرای او حمایت می کنه ، غیرت نمانده به ولا؟ ازاین جا بود که جنگ بین این دونفرشروع شد .....واقعا که چقدربی غیرتیم ما  .....
  • پیرمردی با پنج تا کارت رای دهی  وارد سایت میشود ، هرپنج تا کارت را می کوبد روی میز ماموراخذ رای میگه : بگیر، میخواهم پنج تا رای دهم ، مامورمیگه نمیشه کاکا جان ، فقط میتوانی یک رای دهی ، پیرمرد کارت ها را جمع می کنه با فحش وسرصدا ازمحل خارج می شود ازجمله میگوید : میگن تقلب نمیشه بیا ببین این تقلب نیست ؟ ، دراین مملکت تا اینا روی کارباشه قانون روی کارنمیایه .....
  • به گفته یکی دیگرازهمکاران درولسوالی رباط سنگی ولایت هرات ُ درحین شمارش آراء ناگهان یک برگه رای پیداشد که نام یکی ازکاندید های ریاست جمهوری بود ُ دراین هنگام نماینده ی آن کاندید ازجا پرید وفریاد زد الله اکبرُ  الله اکبر و زنده باد فلانی و... همه فکرکردیم طرف ریئس جمهورشد رفت  ولی بعد ازآن تا آخرین برگه که شمارش شد ازآن کاندید فقط همان یک برگ رای بود .
  • به گفته ی یکی ازهمکاران ؛ درلسوالی ادرسکن ولایت هرات ، یکی ازنامزدان شورای ولایتی درست رو به روی  مرکزاخذ رای دربازارادرسکن،  دیگ پلو بارگذاشته بوده  وازساعت هشت صبح  روز انتخابات شروع به پذیرایی ازمردمی کردند که برای رای دهی  به آنجا میامدند . درضمن ایشان به این مناسبت کارت های دعوتی نیزتحت عنوان " تجدید دیدار" به قریه جات فرستاده بوده و درآن ازجمله نوشته شده بوده " به اتفاق اقوام .... "

به نظربنده ازآنجا که ایشان دارای هوش وخلاقیت ویژه ی میباشد شایسته است انتخاب گردد .

عکس ازهمکارگرامی ام سید وحید هاشمی

 

 

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 8:15 |  لینک ثابت   •