دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388
مناظره
دیشب مناظره بسیارجذاب و به یاد ماندنی بین سه کاندید مطرح ریاست جمهوری برگزارشد که واقعا دیدنی بود .
دراین میان به نظروبرداشت من بازنده ی اصلی این مناظره داکترعبدالله بود که این فرصت را ازدست داد .با آنکه تا آخرین لحظات دراعلان های تبلیغاتی به جای بشردوست نام عبدالله برده میشد ُولی او دراین مناظره حاظرنشد ودلیلی هم برای این غیبت ارائه نشد .
برای سه کاندید شرکت کننده دراین مناظره فکرمی کنم هرکسی بسته به علاقه مندی به هرکدام ازاین سه نفر برداشت های گوناگوی دارد ُ شاید کسی ادعا کند که برنده ی این مناظره کرزی بود ُ شاید کسی بگوید اشرف غنی ولی به باورمن برنده اصلی این مناظره بشردوست بود وفکرمی کنم به اندازه تمام دوره کمپاین خود ازبرنامه دیشب استفاده برد . با بیان صریح وصادقانه اش مثل همیشه توانست دل هزاران نفر ونظرهزاران رای دهنده را به خود جلب کند .
بشردوست چند سالی میشود که با بیانات وهمچنین رفتار وکردارش درمیان مردم متوسط وفقیرجامعه جا بازکرده است وهمچنین نداشتن تعصب قومی ونژادی ومذهبی ازاو یک شخصیتی ملی ساخته است . واکنون با کاندیداتوری درانتخابات ریاست جمهوری او به میدانی پاگذاشته که میدان نبرد بین ارزش ها وضد ارزش ها است . ارزش هایی که سالها درافغانستان فراموش شده است ومردم آن ارزش های گم شده را درگفتارورفتار بشردوست میبینند وضد ارزش ها ازقبیل فریب نیرنگ ودغل بازی ها یی که دربقیه سیاست مداران سال ها است تبارز کرده است .
فکرمی کنم اکثریت مردم به این باور رسیده اند که برای اینکه به ضد ارزش ها "نه " بگویند ناگزیراند به بشردوست رای دهند ِ گرچند میدانند که بشردوست درافغانستان حکومت داری نمی تواند ولی با علم به این مسئله باز هم رای به بشردوست صدای اعتراضی است به همه بی بندوباری های رایج درصحنه ی سیاسی افغانستان .
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388
پرده ها
پرده دوم :به ولسوالی قره باغ ولایت غزنی زادگاهم زنگ میزنم تقریبا هرروز زنگ میزنم ُ میگویم چه خبر؟ می گویند ِ: همین حالا جنگ است ما همه در دراز دهلیز جمع شده ایم که مرمی نیایه . ادامه میدهند: اینجا هرروز جنگه هرروز تق توقه .
می گویم : انتخابات میشه یانه ؟ جواب میدهند : نه انتخابات کجا میشه ُ اینجا مسجدا پره ازطالبا ُ طالبا گله گله به همه جا می گردنُ به همه مسجدا اطلاعیه داده که کسی به انتخابات شرکت نکند . مردم نمیتانن رای دهند .
پرده سوم : پیامی درتلفنم ازقره باغ میایه " فلانی وفلانی وفلانی را مین زده است " همه ازاقوام وآشنا ها است .
زنگ میزنم به قره باغ که چی خبره ؟ میگویند طالبان همه جا را مین گذاری کرده وگفته از۵ روز قبل ازانتخابات با موتر وموترسایکل گشت گذارنکنید . تا انتخابات تمام شود . امروز فلانیها با بایسکل میرفته اند عروسی که مین زدنش .....
پرده چهارم : ظاهر عظیمی سخنگوی وزارت دفاع دریکی ازنشست های تلویزونی : تنها در۶ ولسوالی ما مشکل امنیتی داریم که به زودی حل میشه دربقیه ولسوالی ها انشالله انتخابات برگزار میشود ...
دردلم میگویم بیچاره ازقره باغ خبرنداره .... میدانم که ولسوالی قره باغ در ولایت غزنی جزو این شش ولسوالی که سخنگو میگوید نیست وجزو ولسوالی هایی است که ازنظراو انتخابات با کمال آرامش برگزارمی شود .
پرده پنجم : یک انفجار نسبتاً قوی در خیابان منتهی به سفارت آمریکا در کابل این شهر را به لرزه درآورد.
پرده ششم :
پرده هفتم :....
.......و پرده ها ادامه ادامه دارد ....
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388
کاندیدان زن ومسابقه زیبایی !!!!
کاندیدان زن ومسابقه ی زیبایی !
عبدالواحد رفیعی –هرات
19/5/1388
درمسیری که هرروز به طرف کاروازکاربه طرف خانه حرکت می کنم چیزی که اینروزها در ودیوارشهروحتی تیرهای چراغ برق را ازسرتا پا مزین کرده است ، عکس های رنگی درسایزهای گوناگون ازکاندید ان محترم ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی دیده میشود که با شعارهای ایجاد مدینه فاضله درحال سوهان اذهان مردم اند . دراین میان ودرمیان ده ها عکس مردانه بعد ازهرچند قدمی چند تا عکس زنانه هم دیده می شود که با آخرین آرایش، چشم به سوی عابرین دوخته اند. درمواردی این نگاه ها چنان ملتمسانه است که تداعی کننده ی چشمان نیازمند گداهایی است که ازرهگذران امید کمکی دارد . ولی با کمال تعجب، آنچه بیشترمایه شگفتی است اینکه ، اکثرا دیده میشود که همان چند تا عکس زنانه بیشترازتمام عکس های مردانه توجه رهگذران ، خصوصا مردان را به خود جلب می کند . ودریک چشم به هم زدن چشم بینند ه های "زن نادیده" را به دام خود میندازد . درنقطه ی میبینی که چند تا نوجوان گرد عکسی ازیک کاندید زن جمع شده اند با خنده ومزاح ، راجع به آن بحث می کنند ، حالا درمورد چی بحث وتحلیل می کنند نمی دانیم ، ولی یک چیزرا مطمئنم که بحث سیاسی نیست . دراین میان عکس العمل مردان دربرابرعکس های "همشیره" های شان گاهی جالب ، گاهی تعجب برانگیزوگاهی خنده داراست ، که همه وهمه ی اینگونه برخورد ها ناشی ازیک چیزناشناخته ومرموزی است که دردرون مردان جامعه ی ما میگذرد ومیتوان ادعا کرد که این پدیده ی مرموزمی تواند بغضی ناشی ازمحبت ونفرتی ناشی ازمجذوبیت باشد.
درجامعه ی که مردان حاضرنیستند نام زنان ودختران شان را درملاء عام یادآوری کنند ، ظهوریکباره ی عکس های رنگی وقشنگ اززنان پرده نشین ، طبیعی است که برای مردان "زن نادیده" توجه برانگیزباشد . جالب تراینکه کاندیدان مردی هستند که کوشش می کنند عکس ها ی شان را درکنارکاندید های زن نصب کنند تا شاید بدین شگرد به چشم عابرین بیفتد ، ولی همین کاندیدِ مرد خود حاضرنیستند زنان شان درملاء عام ظاهرشوند ، درحالیکه با صرف هزینه های کلان نمایشات انتخاباتی برای زنانِِِِ مردم دایرمی کنند ، ولی زن خودشان را اجازه نمی دهند درآن نمایش شرکت کند . درچنین شرایطی طبیعی است وقتی زنی جرئت می کند کاندید شود وعکس هایش را درملاء عام نمایش دهد ، با واکنش های گوناگون مواجه گردد ، چرا که مردان جامعه ما ازنظرجنسی مریض احوال اند ، مردانی که درطول زندگی شان ودرتمام طول وعرض اجتماع تنها با زنانی ارتباط دارند که یا همشیره شان است، یا مادرشان ودرنهایت بعد ازگذشت هفت خوان رستم دستش به دست زنی میفتد که " زن " اش است ، وقتی به یکباره می بیند که همسایه دیواربه دیوار او که سال ها ازاو رو میگرفت به یک باره سرازخیابان درآورده ، طبیعی است که واکنشی نشان دهد غیرطبیعی ، واین واکنش خواه مثبت باشد یا منفی به هرحال غیرعادی است . بیشتراین واکنش های خارق العاده ناشی ازیک نوع عقده جنسی و"زن نادیده گی" است . به همین خاطراست که دست به واکنش های گوناگون میزنند ، بعضی محبت شان را با چسباندن عکس های کاندیدان مقبول وزیبا ی یک زن روی سه چرخه ؛ تکسی ها وحتی بایسکل های شان آشکارا نشان میدهد ، بعضی این محبت شان را با واکنش های ناهنجارانه نشان میدهند ، مثلا کشیدن ریش برصورت یک کاندید زن ویا نوشتن جمله ی آی لوف یو (I LOVE YOU ) روی عکس ویا درنهایت پاره کردن عکس های کاندید و دربدترین مورد، امروز عکسی را ازیکی اززیباترین کاندید های زن درشهردیدم که روی آن رنگ پاشیده بود واین رنگ بسان گلوله ی گونه وسینه ی زن را هدف گرفته وداغون کرده بود ....
ازطرفی اگرآن روی سکه را خوب دقت کنیم، کاندید های محترم زن نیز این روحیه "زن شیفتگی" مردان جامعه را بخوبی درک کرده اند ، وچنان مینماید که بعضی ازآنان با آگاهی ازاین ضعف مردان ، درپی سوء استفاده ازمردان برمیایند . وبا استناد به تجربه ی انتخابات گذشته ،که بعضی کاندیدهای زن ازقِبَل حسن جمال وزیبایی تیرش به هدف خورده و به نان ونوایی هم رسیده اند ، کوشش می کنند عکس های مقبول ترازاصل خودش را به نمایش بگذارند ، وحتی ازعکس های دوره جوانی خود با تزیین وآرایش تازه استفاده می کنند ویا ازعکس های بامیکیاژ هنرمندان هندی وعربی استفاده می کنند .
درآخرمیتوان ادعا کرد ،درجامعه ی که تمایلات سیاسی او پیرو تمایلات جنسی اش باشد طبیعی است که اولا امکان رای آوردن زنان صرفا به خاطرقیافه اش درهرانتخاباتی وجود دارد ، درثانی هرچه زنی زیباترباشد به همان اندازه اقبال پیروزی بیشتری دارد . پایان .
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
کمپاین ازنوع زنانه !!!
"...این روزها چیزی که بیشتر از همیشه به صدادر می آید صدای زنگ تلفن است بااینکه من در کارتهایم شماره تلفن نداده ام ولی نمی دانم این برادران گرامی چگونه شمار ه ی مرا می یابند واقعا این تلاششان جای سپاس دارد
آنروز هم طبق معمول تلفنم زنگ می خورد یک شماره ی ناشناس
بله بفرمائید
سلام
سلام
احوال شما
تشکر
من آقای ایکس هستم می خواهم از شما حمایت کنم
متشکرم
خب در عوض به من چه می دهید
والا چی بگم؟
خب من تضمین می کنم شما کامیاب شوید شما هم قول بدهید که بامن ازدواج می کنید....
این تماسهایی است که تقریبا هر روز با آن مواجه می شوم.
جالب تر اینکه این آدمها خواهان پاسخهایی جدی از طرف من می باشند....."
حالا تحلیلی کارشناسی :
درنظروبرآورد اول ازخواندن این مطلب ذهنیتی که برای آدم دست میدهد اینکه ذایقه مردم عزیز ما برای ازدواج تغییرکرده ودریک نظرمیتوان ادعا کرد که ذائقه جوانان ارتقاء یافته است ومردم ما برای ازدواج به کمترازکاندید شورای ولایتی قانع نیستند .
دوم اینکه جوانان عزیزما ازدواج نمی کنند مگراینکه انخاباتی ازراه برسه ودختران کاندید شوند بعد اقدام به ازدواج می کنند . به این منظور پیشنهاد می گردد انتخابات هرساله برگزارگردد .
سوم اینکه ازدواج ها رفته رفته ازمسایل اجتماعی به مسئله سیاسی تبدیل میشود .
چهارم اینکه خواستگاری رفته رفته شکل وفرم تازه ی به خود میگیرد و ازحضوری با یک دسته گل به تلفنی با یک وعده حمایت سیاسی تبدیل میشود .
اما ازآن طرف قضیه اگر نگاه کنی احتمالات زیرمتصور است :
کاندید محترم با نشراین مطلب میخواهد به صورت خاصی با زبان بی زبانی بگوید که آاهای ملت مرا به خاطرداشته باشید و تلفنم هم همیشه دردسترس عموم قرار دارد .
دوم اینکه کاندید محترم با نشراین مطلب به عبارتی می خواسته با یک تیردونشان زده باشد ِ:
نشان اول اینکه برای خودش ابتکاری به کارگرفته وکمپاین نماید.
نشان دوم اینکه .... برای گفتن نشان دوم بنده کمی احتیاط می کنم ُ چرا که نمیدانم کاندید محترم مزدوج است یا متاهل ُ بنده اگر میدانستم که کاندید محترم فعلا مزدوج است یا متاهل درمورد نشان دوم صراحتا اعلان نظرمی کردم ُ ولی حالا که من نمیدانم نشان دوم را شما خواننده گان عزیز حدس بزنید . ...........
مطلب مهم تراینکه چنانچه در متن مکالمه دقت کنید کاندید محترم درپایان گفتگو به نحوی دچارسکوت شده است وسکوت را هم که میدانید علامت چی است .....
البته این روش قبلا امتحان شده است وکاندیدی درهرات ازهمین روش به نان ونوایی رسید ....
درآخرباید عرض کنم که بنده نیزبه این صورت وارد کمپاین برای این کاندید شده ام وسهمی درپیروزی ایشان گرفته ام امیدوارم سهم مرا نیزحساب کنند.
علاقه مندان می توانند عکس ومشخصات واصل مطلب را در وبلاگ زیرببینند .
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
محبس زنانه
بازدید ازیک مکان مدرن ولی رنج آور.!
بازدید ازبعضی مکان ها جالب است وبازدید ازبعضی مکان ها رنج آور همانطورکه بازدید ازبعضی مکان ها وحشت ناک است ُ ولی بازدید ازیک محبس زنانه همه ی این خصوصیات را دارد هم جالب است هم دردآورد وهم مایه ی کنجکاوی انسان میشود . دیدن اطفالی که به جرم مادران شان درزندان اند ُ همیشه مایه رنج است . ضمن اینکه دید انسان هم نسبت به اینگونه مکانی دید ویژه وکمی کنجکاوانه است درحالیکه دید ما نسبت به زندانی های مردان طوری دیگه است . بگذریم .
امروز ازمحبس زنانه هرات دیدن کردیم . اکثریت قریب به اتفاق این زنان جرم اخلاقی دارند که دراین زمینه کدام حرفی ندارم ُ ولی شگفتی آفرین برای من ساختمان مدرن این محبس است که تداعی کننده ی یک هوتل بسیار لوکس میباشد . با این وجود فضا غم انگیزاست وسکوتی تامل برانگیزی حاکم است .
اطاق های مجهز ُ با تخت خواب های شیک سالن ورزش حمام وهمه امکانات رفاهی که کمتر کسی حتی درشرایط عادی میتواند داشته لااقل برای افراد درون این محبس شرایط کاملا فوق العاده است ..... شرایط چنان وسوسه برانگیز است که آدم به اندیشه میشود زنی میبود وجرمی مرتکب میشد تا چند شبی را دراین مکان سپری می کرد . البته به شرطی که مثل رویا محکومیت به ۷ سال نکشد ......

