تبليغاتX
مسافر

پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387

چند عکس ازشهرهای هرات وزرنج

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 12:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم شهریور 1387

 

روزنامه پيمان وگامي به سوي يك تحول

عبدالواحد رفيعي –هرات

10/06/1387

شش سال قبل وقتي رژيم طالبان سقوط كرد ، درسراسرافغانستان هيچ جريده ورسانه اي به مفهوم واقعي وجود نداشت  وافغانستان ازاين نظردرفقر مطلق وسكوت وحشتناكي به سرميبرد ،‌ واما اكنون بعد ازگذشت هفت سال ازعمررژيم جديد  وبه وجود آمدن شرايط نو، افغانستان ودولت مردان افغانستان اگردرهيچ زمينه اي حرفي براي گفتن نداشته باشند ، درزمينه ي تعداد كمي  رسانه ها كه مثل قارچ سربرآورده اند ميتواند ادعا هايي درتاييد موفقيت خود گرچند ظاهري داشته باشند .  وجود رسانه ها درافغانستان هميشه به عنوان يك دست آورد مهم دردوره سياسي جديد بعد ازسقوط طالبان قلمداد ميشود وخصوصا هميشه به رخ جوامع بين المللي به عنوان معياريا نماد پيروزي كشيده ميشود ،‌ اينكه چه تعداد ازاين رسانه ها چه كاغدي وچه شنيداري وتصويري وحتي انترنتي ، براساس منافع ملي به وجود آمده اند يا نه ،‌ بحثي ست جدا گانه .....واينكه چه تعداد درقالب تعريف يك رسانه آزاد ميگنجد بازبحثي است جدا ، .كه بايد گفت دراين زمينه ها هم دولت مردان تاكنون ازبررسي كيفي رسانه ها چشم پوشيده اند وهم صاحبان رسانه ها دريك نوع خود غفلتي يا خواب زدگي به سرميبرند وبه نحوي روزمرگي را درپيش گرفته اند ..

بسيارواضع ودرآور است كه رسانه هاي موجود  صرف نظرازتعداد كمي ، ازنظركيفي چه رسانه هاي كاغذي وچه رسانه هاي شنيداري وديدني دريك نوع تكرار مكررات ودرعين حال كاپي گري سرگرم بوده وطي روزگارميكرده اند ، كه بازهم علت را بايد درعدم وجود كادرهاي مسلكي دراين عرصه دانست ونبود كارحرفه اي باعث گشته است كه اين رسانه ها بيشتربه يك نوع ماشين هاي كاپي يا خانه هاي كابي برداري بدل شوند واما با اين وجود چند روز قبل نظرم به يك تيتر ازروزنامه پيمان افتاد كه چشم روشني بود براي اهل رسانه ها تيترچنين بود : " بازي هاي ميليون دالري مقامات ....."ودرادامه آمده بود :" مردم ما گمان برده بودند كه فرشته هاي نجات دركرسي هاي بلند حكومتي تكيه زده اند ؛ اما اين مقامات حالا به حساب ميليون ها دالررا به جيب هاي خويش مي ريزند اما هيچ كسي به زندان نميرود واستعفا نميدهد ..."  كه درآن فساد چند تن ازسردمداران كلان ومعروف را افشا كرده بود . اينكه تا چه حد اين ادعا وافشاگري كه ميتوان گفت يك اقدام نيك است ، ماثرواقع ميگردد بايد منتظربود وديد ولي صرف طرح موضوعاتي نظيراين تيترنشان ميدهد كه رسانه هاي ما كم كم يخ ها شان بازميشود وآهسته آهسته اگرچشم نخورند ، ازعادات گذشته فاصله گرفته به سوي يك فصل نوي درروزنامه نگاري واقعي گام گذاري را آغاز نموده اند . واين مرا واداشت كه به ميمنت پاسداري ازاين تيترقشنگ واميدواركننده چيزي بنويسم. هدف ازنگارش اين مطلب به علاوه توجه دست اندركاران اين روزنامه به نشرمطالبي اين چنيني وهم چنين  تشويق اين پروسه وخلق انگيزه براي ادامه ي اين راه ميباشد .

درروزگار ما ودررژيم هاي بسته وسنتي دركشورهاي جهان سوم كه عادت دارند سرمقاله وتيتراول را به مدح وتملق از مقامات اول اختصاص دهند ، افشاگري ازاين نوع ، درعين ناباوري يك نوع ريسك خطرناكي نيزميباشد كه ممكن عواقب بدي براي چند سويه ي موضوع افشاشده داشته باشد . كه ازكوچكترين آن ميتوان به تعقيب وبه بند كشيدن افشاگراشاره كرد .( نظيرآنچه براي نطاق تلويزون آريانا پيش آمد ) ولي ازطرفي ميتواند براي صاحب رسوايي كمرشكن باشد . حداقل براي صاحب يا صاحبان موضوع مورد بحث شهرت بد به ارمغان مياورد ، ولي دركشوري مثل كشور ما ازآنجا كه به افكارعامه به اندازه  جوي ارزش گذاشته نميشود  ، بسيار بعيد است كه مقامي ازرسواشدن خود كمي سرخ شده فرداي آن شب ازشرم به پرده تلويزون ظاهرنگردد . درحاليكه اگرچنين رسوايي حتي خيلي جزئي ترازاين درحد تصادف دوموتربه طور مثال دركشوري مثل اسراءيل كه يك كشورمنفور درنظرما مسلمانا است اتفاق بيفتد حداقل كاري كه ميشود اين است كه وزيرراه وترانسپورت آن كشوربسيار مودبانه ازمردم معذرت خواسته ازفرداي آن روز ضمن قبول مسئوليت استعفا ميدهد .همين طورهرمقام ووزيري اگرروزي درحيطه مسئوليت خود كم فروشي كرده باشد وروزنامه اي اورا افشا كند،  فردا اولين كاري كه ميكند قبل ازدفاع ازخود استعفا ميدهد ، ولي درافغانستان دراثرسهل انگاري وزيرومقامي  اگركشورزيرورو شود بازهم و زيرومسول ازخواب هم بيدار نميشود ......با اين وجود ،  اين مطلب اگرهيچ نتيجه اي درپي نداشته باشد صرفا طرح آن براي روزنامه نگاران افغانستان يك دست آورد ي است براي شروع گزارش هاي تحقيقي . چرا كه درتاريخ روزنامه نگاري حرفه اي طرح چنين گزارش هايي كه به آن ازنظرفن روزنامه نگاري "گزارش هاي تحقيقي " ميگويند ، سرنوشت سازوگاهي جنجال آفرين بوده است ، طوري كه ممكن چيزي را با يك مقاله وگزارش تحقيقي البته با استناد قوي ، زيرو روكند  . براي نمونه بد نيست  جرياني را ازروزنامه فلادلفيا نام ببرم كه  درروند رونامه نگاري حرفه ي دركشورهاي خارجي تحول ايجاد كرد :

"...در سال ۱۹۶۴جایزه پولیتزرکه ارزشمندترین جایزه در دنیای روزنامه نگاری است به علت ارائه سبک جدید در عرصه گزارشگری، به روزنامه «فیلادلفیا بولتن» اعطا شد. این جایزه به علت افشای اقدام غیر قانونی ماموران پلیس فیلادلفیا در دائر کردن نوعی بازی غیر مجاز شبیه دبلنا در داخل پاسگاه محل خدمتشان، به این نشریه اعطا شد. افشاگری روزنامه فیلادلفیابولتن سبب شد تا موج تازه ای از تحقیق در باره فساد تشکیلات پلیس در شهرهای مختلف آمریکا ایجاد شود.".....

. بد نيست درمورد شيوه ومعيار پرداخت اين جائزه نيز كمي صحبت شود :.
     پرداخت این جایزه در واقع آغاز دوره ای تازه در روزنامه نگاری آمریکا را رسما نشان داد.جایزه پولیتزر به تازگی به نوعی از روزنامه نگاری اعطا می شود که «گزارشگری تحقیقی» نامیده می شود. گردانندگان روزنامه ها از گوشه و کنار جهان که تحت نظارت دانشگاه کلمبیا این جایزه را اعطا می کنند، معیار پرداختن به مسائل محلی را که پیش از این در اعطای جایزه موثر بود، کنار گذاشته اند. امروزه این تصمیم گیرندگان، روزنامه را ابزاری برای " افشاگری، اصلاحات و مبارزه "به شمار می آورند. نهاد روزنامه نگاری با تغییر معیارهای خود در اعطای جایزه پولیتزر در واقع فعالیت نسل تازه ای از روزنامه نگاران، که در سالهای اخیر شکل متفاوتی از روزنامه نگاری را پدید آورده اند، به رسمیت شناخته است..."

همين كاري را كه هم اكنون روزنامه پيمان كرده است واميد ميرود كه اين روند ادامه پيدا كند . تا باعث اعبتار روزنامه هاي كشورگردد كه هميشه چيزي براي طرح هيچ چيز نداشته اند . وضعيت فعلي افغانستان درست وضعيت كشورهاي بعد ازجنگ را دارد كه نيازبه يك خانه تكاني ودگرديسي درهمه زمينه احساس ميشود . همان طوركه دركشورهاي غربي بعد ازجنگ اين مسئله روي داد وسرآغاز اين تغيير وتحول نيز ريشه دركارخوب روزنامه نگاران داشت . اگرنه روزنامه ي كه هميشه به نشروپخش خبرها وگزارش ازميدان جنگ يا يك حمله تروريستي بدهند ، خواه ناخواه  تبديل به بولتني صرفا خبري ميشود كه اين همه وظيفه يك روزنامه نگارنيست .

روزنامه پيمان برخلاف روزنامه هاي موجود ازآغازشروع نشرخود دست به يك سري ابتكارات زد وازجمله تاحدودي زياد موضع مشخص وپاليسي روشني داشت كه ميشد فهميد ازكجا وبراي كجا است وبه كجا روان است ، وبا اين اقدام خود درواقع راه را بازكرد تا ديگرروزنامه نگاران وبه تبع روزنگاراني كه تاكنون با دستان بسته  وچشمان نيمه بازراه رفته اند كمي حركت كنند وچيزهايي را كه سالها است به عنوان راز درسرش تلمباركرده است ، ولي افشا نميكنند ، افشا كنند . همان طور كه جائزه ي پوليتزر براي روزنامه هاي امريكا يك تحول ايجاد كرد.
اين نكته را هم لازم ميدانم يادآوري كنم كه در سالهای بعد از جنگ، زمانی که دو خبرنگار روزنامه واشنگتن پست به افشای رسوایی واتر گیت در دولت ریچارد نیکسون کمک کردند، به ناگهان گزارشگری تحقیقی اعتبار و جذابیت پیدا کرد و چهره این حرفه دگرگون شد...همين كاركه روزنامه پيمان كليد آن را زده است .

بد نيست مطلبم را :با اين جمله از هوگر بلک،قاضی دیوان عالی آمریکا در تشریح مسئولیت نظارتی مطبوعات تمام كنم كه . با گذشت ۲۰۰ سال از انقلاب آمریکا،:مينويسد :

 روزنامه ها تحت حمایت قرار دارند تا بتوانند مردم را از اسرار دولتی آگاه کنند. تنها روزنامه های آزاد هستند که می توانند به گونه ای موثر، فریبکاریهای دولت را افشا کنند.( به نقل ازكتاب عناصرروزنامه نگاري )


 

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 9:35 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم شهریور 1387

چند عكس ازسايه هاي زندگي

چند عكس ازسايه هاي زندگي درشهرهرات

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 10:51 |  لینک ثابت   •