سه شنبه سی ام آبان 1385
اینروزها درغزنی هستم شهرسلطان محمود غزنوی ودرکنار آرامگاه سنایی به قول غزنی والا "حکیم صاحب " ودرکناربارگاه فرخی سیستانی که درزیرانباری ازپول صرافی ها نفس کشیده نمیتواند
درقریه ام ودرزادگاهم سیرمیکنم برخاکسترخاطرات کودکی ام راه میرم ُ خاطراات کودکی ام که الهام بخش خیلی چیزهابرایم میباشد ولی گاهی خیلی تلخ است .......بگذریم
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385
گزارش
نکبت زندگی درولایت غور !
عبدالواحد رفیعی
20 /8/1385
ولایت کوهستانی وصعب العبورغوردرمرکزافغانستان قرارگرفته است، ومیتوان گفت یکی ازمحروم ترین ولایات ودورافتاده ترین مناطق افغانستان میباشد . این محرومیت هم ازبی توجهی دولت مردان کشور درطول تاریخ بوده است وهم ازناحیه بی مهری وقهرطبیعت نسبت به این منطقه ازمرکزکشور...
ادامه مطلب
چهارشنبه هفدهم آبان 1385
داستان (طنز)
بنای یاد بود دموکراسی حقوق بشروجامعه مدنی
عبدالواحد رفیعی
هرات -22/07/1383
رئیس صاحب دفتر"بنیاد دموکراسی ،حقوق بشر وجامعه مدنی " وقتی مکتوبی را که ازمرکزآمده بود خواند، لحظه ای به چرت شد وبعد گوشی را برداشت به سکرترش دستورداد که شما ره والی صاحب شهررا برا ی او بگیرد ... بعد گوشی دیگررا برداشت به سکرترداخلی اش داستور داد که آمرین بخش های ترویج دموکراسی ، حمایت ازحقوق بشرو گسترش جامعه مدنی را خبرکنند ...
ادامه مطلب

