تبليغاتX
مسافر

چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385

 بناهای تاریخی هرات

برای کاپی ویا تماشای عکس با سایز بزرگ فقط روی عکس دلخواه تان کلیک نمایید.

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 7:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هفتم خرداد 1385

تکرار "مسافر"

مسافر

mosafeer.blogfa.com

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.

عبدالواحد رفیعی

a_rafeay@yahoo.com

اینجانب مسافر براساس وظیفه با ید همیشه درسفر باشم ودر این" دایم سفری"  باید از قریه جاتی دردل د شتها ودرون کوههاودره ها ، در ساحات زون غرب کشورم افغانستان که ولایاتی نظیر هرات ،غور،بادغیس ،فراه ونیمروزراشامل می شود دیدن کنم . وبا اهالی خاک آلود قریه گفت وگوکرده وازروزوروزگارشان بپرسم . ازنیازهای زندگی شا ن وآرزوهاوامید وآمال شان بپرسم . ودر یک کلام درباره  زندگی وزنده بودنشان گفتگو کنم .بپرسم که  چگونه  آبی می  خورند ؟دوا و درمان چه دارند ؟ از چه می ترسند ؟وخلاصه روزگارشان چگونه است وچگونه زنده اند؟  

مسافر این سفرهای بی پایان ،طبق تعهد به خلق خدا ، بیشتر ایام زندگی ام را ، در سفروگذر سپری میکنم. با همین تعهد وانگیزه است که گاهی در دشت های سوزان فراه وازمیان مزارع سرسبز تریاک طی مسیر میکنم ،گاهی درقله های بلند ودره های تنگ وخشک غور ، گاهی بر تپه های سرسبز بادغیس وگاهی در دشت های گرم هرات درگذرم .به قول شاعر کشور "هرآنکه مرا دیده در گذر دیده ".

به هرحال ، اهالی  این قریه جات وحتی سنگ وچوپ آن برای مسافری تازه وارد، ناگفته هایی داردعجیب وباورنکردنی ، که گوش شنوا وسینه ی فراخ می خواهد تا دل گفته های آنان را بشنود .

کودکان فراه با گُل تریاک بیشترازگل گندم وگلهای نیلوفر وشقایق آشنایند ،این کودکان اسباب بازی را نمی شناسند، ولی من به چشم خود دیدم که کودکی ازغوزه های تریاک برای خود موترک ساخته بود ونیزبه چشم خود دیدم که دختری ازگل های شادوسرخ وسبز تریاک برای خود گردنبندی ساخته بود به زیبایی همه ی طبیعت . 

کودکان بادغیس با گوسفند و گاوبیشتر از کتاب و مکتب  همدم اند، کودکان غور با خرو هیزم بیشتراز پدرو مادرشان همدمی دارند .

سهم زنان این دیار از زندگی بیشتر رنج است و زحمت، بارداری  است وزاییدن . من عروسی در قریه ای از غور دیدم که پنج سال عمر داشت . نامزدانی دیدم باعمر دوساله وسه ساله ..، دخترانی دیدم که دربدل گوسفند فروخته شده بودند، مادرانی دیدم که هنوز از دهان شان بوی شیر می آمد . دامادانی دیدم که نامزدش را دربدل کار عقد کرده بود ، باید پانزده سال برای پدر زنش کار میکرد تا اونامزدش را عروسی میکرد .من پیرمردی در بادغیس دیدم که درزندگی اش ده تا زن خریده است ، وهنوزهوس یازدهمی را درسردارد . پیرمردی درهرات دیدم که پنجاه سالگی راطی میکند ودرآرزوی بالغ شدن نامزد هشت ساله اش روزشماری میکند.

به هرحال" مسافر" در دیدار از قریه های وطن نادیده هایی میبیند که چشم از دیدن اش فراخترمی شود ، ناشنیده هایی می شنود که هرگوش و دلی یارای تحمل را ندارد .

چه خوب است که این ناگفته هاونادیده ها وناشنیده هارا با شما قسمت کنم . پس بیایید با  "مسافر" همسفر شوید .

مسافر تنها به بازگویی قصه های غصه های اهالی قریه وده نخواهد پرداخت ، اگر توان ودانش یاری کند ، داستان وطنز ونیز تحلیل های سیاسی واجتماعی نیز خواهد داشت . ونیز به کارگیری عکس از ساحاتی که مسافر می بیند یکی از ابزاری خواهد بود برای معرفی هرچه خوبتر قریه ها ...mosafeer.blogfa.com

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 10:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385

چند عکس ازولایت غور وبادغیس

عکسهای از غور وهرات

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 9:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم خرداد 1385

توضیح وتذکر

برای چند روز می روم سفر شما با همین عکسها ومطالب قبلی سرگرم باشید . دعاکنید به سلامت برگردم .

من رفتم ولایت غور درمرکز افغانستان .

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 13:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم خرداد 1385

چند عکس از اطفال وطن

عکسهای از اطفال وطن

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 11:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم خرداد 1385

احساسات پاک (طنز)

توضیح : به دنبال شورشهای اخیر کابل کلمه احساسات باز روی زبانها افتاد . به همین خاطر مطلبی را که درباره شورشهای هرات نوشته بودم باز می گذارم شاید چاره ساز باشه .

احساسات پاک وراههای مقابله با آن

عبدالواحد رفیعی (ع-زنبورگ)

 26/11/1384

کمسیون های تحقیق ،هیاتهای حقیقت یاب، کارشناسان امور وخیلی از ارگانها وسازمانها ی از این قبیل که درگذشته وحال مامورشده اند برای کشف وشناسایی عاملین شورشهای گوناگونی  که درطول سال در سراسر کشوربه نام های گوناگون اتفاق افتاده، مشترکا به یک نتیجه رسید ه اند . وخصوصا درباره علل شورش اخیر درشهرکابل و هرات بنا به تحقیق ذره بینی خود که انجام داده اند با اتفاق آرا بازهم مثل سابق وطبق معمول به این نتیجه ی نومید کنند ه رسیده اند و اعلام کرده اند که ریشه ی همه این شورشها " احساسات پاک عده ای از جوانان مومن " بوده است . ومایه ی همه این آبروریزی ها " احساسات پاک " بوده است .براساس نتیجه گیریها و اعلان هیاتهای تحقیق می توان گفت که اولا این احساسات از" جوانان " بوده ثانیا این احساسات " پاک " بوده ثالثا این احساسات "دینی " بوده است .

 

جای بسیار تاسف ونگرانی است که یک تعداد از کشورهای بیگانه ،ایادی استکبارجهانی دیارکفر   وبدتر ازهمه دشمنان مردم افغانستان بعد ازوارد کردن  ویروس اید ز وانفلاوانزای مرغی به  کشور ، بیکارننشسته اینبار مرض ناشناخته ی رابه نام " احساسات پاک " وارد کشورنموده است که ازمدتی است گریبان گیرجوانان بیگناه جامعه ما شده است .وجوانان عزیزمارا تهدید می کند .

اما وا قعا چه ضرورتی وجود دارد که چیزی که این همه مضر ومخرب باشد وباعث این همه خرابی شود ، در وجود جوانان مان باشد،چه بهتر که توسط دولت مردان ما  راههایی اندیشه گردد تا عوامل به وجود آمدن این هیولای مخرب را اولا شناسایی ، ثانیا دستگیر ثالثا سر به نیست کرد ه از وجود جوانان کشور پاک سازی ومحو کنیم .

 

چنانچه در سخنرانی های کارشناسان عزیز وهیات های تحقیق دقت کرده باشید ،این احساسات اولا مذهبی است ثانیا در جوانان است ثالثا پاک است .  بنابراین درقدم اول  احساسات بدا است ولی احساسات از نوع جوانان آن بدتر ومتاسفانه بنا بتحقیقات این احساسات هرچه پاک تر باشد بیشتر بد تر است ودرجه قدرت تخریب آن ویرانگر تر است .

بنا براین پیشنهاد می گردد تدابیری اندیشیده شود تا اولا گروهی از دانشمندان جهان درکنار  نیروهای ضد تروریست ونیروهای حفظ امنیت آیساف ، به عنوان نیروهای ضد احساسات جوانان وارد وطن شده به عنوان نیروهای ضد "احساسات پاک"  با بودجه ی که در کنفرانس لندن تصویب شده این نیروی مرموز وموجود در وجود جوانان کشوررا شناسایی کرده از بین ببرند .تا جوانان عزیزما از این مرض خطرناک وکشنده نجات یابند .

 دوم انکه پیشنهاد می گردد والدین محترم کوشش کنند اطفالی با احساس زیاد تولید نکنند  واگرنمی توانند  حداقل با "احساسات پا ک " به دنیا نیاورند . یعنی درزمانی که تصمیم می گیرند به سلامتی  صاحب اولاد شوند کوشش کنند احساساتی نشوند ، چراکه همین احساسات ممکن در وجود جنین منتقل شده وبا رشد کودک احساسات نیز همزمان در وجود او رشد کند ،درنهایت درجوانی  تبدیل به احساسات جوانی شده ودرنتیجه به صورت  احساسات پاک فوران نموده  ومنجر به تخریب وشورش می شود ، بنا براین در قدم اول این وظیفه ی والدین است که در زمان مقتضی احساسات شان را کنترل کنند مباداکه خدای نکرده این احساسا ت مثل ویروس ایدزبه طفل منتقل شده سبب بروز" احساسات پاک " در دوره جوانی گردد .

ثا لثا به تجربه ثابت شده که این احساسات زمانی به اوج خود می رسد که جوانان مبتلا به  "احساسات پاک " به موتر سیکلت دسترسی پیدا کننند که معمولا ( برای جریحه دارنشدن این احساسات پاک دردسترس شان قرار می گیرد با هزینه سوخت سربالا) دارند . وبدتر ازهمه چنانچه همه شاهدیم  موقعی که چوب نیز به دست شان  بیافتد خطرناکترمی شود ، بنا براین لازم است تدابیری اندیشه گردد که وسایلی از قبیل موترسیکلت وچوپ ونیز اشیایی تیزوبرنده وبدترازآن مواد  آتش زامثل گوگرد وتیل از دسترس جوانان معصوم مبتلا به "احساسا ت پاک" دورنگهداشته شود .

رابعا کوشش گردد که جوانان مبتلا به "احساسات پاک "اولا ژورنالیست وخبرنگارنشوند ،ثانیا به حرفه ی شریف روشنفکری وکارشناسی روی نیاورند ، که دراینصورت آثار مخرب آن در جامعه بیشتر خواهد شد .

خامسا کوشش گردد که جوانان مبتلا به بیماری " احساسات پاک" در زمان شورش ازاماکن ثروت مثل بقالی ها ، فرزه فروشی های ، طلافروشی ها ودکانهایی با اجناس لوکس دورنگهداشته شود مباداکه احساسات عزیزان بیشتر تحریک شود .

سادسا ،دیگه چیزی به عقل من نمی رسد فقط دعا میکنم .......راستی خوب شد یادم آمد که جوانان مبتلا به احساسات پاک بهتراست از نیروهای پولیس وامنیت ملی درصورت تمایل محترمانه اخراج گردد .

 

پناه برخدا  

 

 

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 13:13 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم خرداد 1385

توضیح وتذکر

تمام عکس های که دراین وبلاگ تاکنون استفاده شده واستفاده  می شود ازخودم است وتوسط خودم برداشته شده است . استفاده از آن بدون اجازه و ذکرنام عکاس وماخذ جدا ممنوع است . خواهشمند محتوای این تذکررا مراعات کنید
نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 12:54 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم خرداد 1385

شورش

به بهانه شورشهای اخیر کابل

فایده های شورش

(چه کسانی  ازیک شورش خوب  نفع بیشتری  می برند ؟)

عبدالواحد رفیعی (-زنبورگ)

26/11/1384

همه بدین باورند که شورش واغتشاش برای هیچ کس منفعتی ندارد ،ولی نگارنده ی این سطور به این باورم که شورش هرچند وقت یکبار لازمه یک کشوردرحال بازسازی است. به دلایل گوناگون؛ ازجمله  برای رشد اقتصاد ملی ،برای ایجاد اشتغال ، برای بروز" احساسات پاک " از نوع جوان آن برای تخلیه انرژی نهفته در درون های مان ومهم ترا زهمه برای خیلی از اهداف مهمی  که زیر لحاف و پشت پرده ها  پوشیده است وبعد از شورش به سلامتی خودشان را نشان می دهد  . وقتی که شورش فروکش می کند ومردم به هوش می آیند می بینند که ای وای برما ، برای چه شعار دادیم وشورش کرده بودیم ، نتیجه چه شد ؟حال اگر این شورش ها رنگ وبوی دینی داشته باشد وبرای دفاع از ارزشها باشد که لذت ومنفعت اش  خیلی هم با حال تر و بیشتراست .   برای نمونه چند قلم از  همین منافع سردست وفوری را که نصیب اهالی محترم ممکلت درنتیجه ی شورش واغتشاش می شود را  نام می برم که از قرار ذیل است :

 

اول از همه  شرکتهای مخابراتی "افغان بیسیم " و"روشن"  بیشتر از همه از هر شورشی  منفعت سرشار نصیب شان می شود . من اگر جای روسای این شرکت ها می بودم دراین طورمواقع چه بسا از خوشحالی سکته میکردم .چرا که به محض یک هوی همه ی  زنگ ها به صدادرآمده  همه به همه تلفن  میزنند همه مردم  گوشی به گوش دارند با طرف مقابل شان گب  می زنند واز اوضاع و احوال خبر می دهند وخبر می گیرند؛ خوب شرکتی که چشم امید به یک اس ام اس برای ستاره افغان داره دراین گونه  مواقع مطمئنا با ضرب دم گردو خواهد شکست .دوستانی که سالها ازهم خبرنبوده ا ند به لطف همین شورشها  از اقصا نقاط دنیا برای همدیگر زنگ می زنند واز احوال هم خبر می گیرند که مبادا در شورش آسیب دیده باشند .

 

قشر دیگری که بیشتر لذت می برند وتاحدودی  منفعت ،خبرنگاران است ،خبرنگارانی که  از بی خبری دربه در در کوچه پس کوچه ها و سرکها  چکر می زنند، در این حالت از فقر خبری نجات پیداکرده به خبرهای داغی می رسند ، لحظه به لحظه گزارش ارسال کرده کردت می گیرند. چه بسا خودرا به آب وآتش می زنند که از لحظه به لحظه شورش گزارش بگیرند. البته گزارشها نیز بسته به این که خبرنگار به کدام مذهب وابسته وبه کدام قبیله تعلق داشته باشه فرق میکنه .واز رنگ وبوی خاصی برخورداراست که به ما وشما زیاد مربوط نیست .

 

شایعه سازان وخبر سازان ......ونیزدروغ پردازان ازجمله گروهی دیگری اند که ازهمه بیشترلذت می برندولی منفعتی برای اینان  درکارنیست . چرا که اینها با یک کلاغ وچهل کلاغ چنان بازار گرم شایعه را داغ  می سازند که  انسان  فکرمی کند  یک کوچه آن طرف تر جوی خون راه افتاده و کوهی از جنازه روی هم تلمبار شده است . اهالی کوچه بغلی فکر میکنند که در کوچه ی شما کسی زنده جان نمانده است.واین بازارگرمی  از اثر زحمات وتیزهوشی وذائقه ی  همین قشر محترم است  به دین گونه است که این طبقه محترم جامعه نیزبهره ی از این وضعیت نصیب می گردد    .......

طبقه دیگری که تاحدودی به شایعه سازان وتاحدودی به خبرنگاران شباهت دارند ، طبقه روشنفکر و کارشناسان اموراست که ازمدتها به اینطرف ممکن نظر کارشناسانه نداده باشند  ودلشان تنگ شده برای صفحه تلویزون تا در آن صفحه آسمان ریسمان کنند . ودراین گیرودار تا تنور داغه استفاده کرده ،چه بسا نظرات عجیب وکارشناسانه شان را که از مدتها در سینه های شان انباروتلمبارشده است ، به این بهانه همه آنرا یک دفه قی (می بخشید ) بروز می دهند، وبه نانی وشهرتی برای چند روز می رسند . از خصوصیت های این عزیزان این است که اکثرا این طبقه معمولا روشن فکر به دنیا آمده اند ، همه از قول آنها نقل قول میکنند که مثلا فلانی گفت ماست سفید است .واین کارشناسان نیز بسته به انکه چه قوم وقبیله ی داشته باشد کارشناسی شان نیز فرق میکند ولی دریک چیز مشترک است انکه برای آتش سوزی های شورش هیزم کشان خوبی اند واین طبقه روشنفکران مادرزادی در این مورد وجه مشترک با خبرنگاران وشایعه سازان دارند .

 

صنف  ماهی بگیران ازجمله مهم ترین قشری اند که بیشترین منفعت را نصیب می شود  که در این موقع بازار ماهی گیری به شدت اوج می گیرد . در همین شورشهای اخیر در هرات دیده می شود که کراچی های مملو از  ماهی که تازه از آب گرفته شده است  به فروش می رسد . وبه این نتیجه می رسیم  که ماهی گیران وصنف محترم ماهیگیران حرفه ای بیکارنبوده   از وضعیت موجودحداکثر استفاده را نموده  به اندازه لازم ماهی صید کرده اندکه حداقل برای مصرف چندماه شان کافی است . وخلاصه ماهی بگیران در این مواقع بی اندازه خوشحال ومنفعت اصلی نصیب صنف محترم ماهیگیران می شود .

 

طبقه ی دیگر گوگرد فروشی ها است ، چرا که برای دفاع از ارزشهای دینی شورش لازم است ودر هرشورشی چپاول ، تاراج وآتش افروزی وآتش سوزی  لازم تر . ودرهرشورشی لازمه دفاع از ارزشها به آتش کشیدن موتر ها واماکن مسکونی است، لذا در هر شورشی تعدادی موترودکان وخانه اگرلازم باشد مساجد  به آتش کشیده می شود.  برای این منظور برای هرجوانی با" احساسات پاک " یک گوگرد لازم است که درجیب داشته باشد .

یه همین صورت تیل فروشی ها نیز از این ناحیه به نانی می رسند چرا که در اینگونه مواقع یک تعداد موتور سوار حرفه ی هستند که در شهر پیدا شده ابرازاحساسات می کنند  وهرکدام سه پشته وچهار پشته سوارموتورسیکلت  ، درحالیکه چوپ هایی در دست درهواتکان می دهند ، شعارهای سیاسی مرده باد زنده باد می دهند.  گفته می شود هزینه تیل این موترسیکلت هارا دسته ی از صنف ماهی گیران می دهند که از زحمات این عزیزان که اکثرا جوانانی اند با" احساسا پاک "بهره می برند .

 

طبقه دیگر رادیوفروشی ها  وباطری فروش ها است ، چرا که در زمان شورش رادوها از محبوبیت خاصی برخوردار میشه بیخ گوش هرنفری یک رادو روشن است  ، کلگی مردم  رادیو به گوش دارند وهی خبرگوش می دهند تا از آخرین تحولات با خبر شوند

 

 

 

طبقه دیگرشیشه فروشی ها است .همه می بینیم که  درهرشورشی لازم است تعدادی دکان وخانه واماکن عمومی  شیشه های شان شکسته شود وچپاول گردد ،چرا که برای دفاع از ارزشهای دینی شورش لازم است ودر هرشورشی چپاول ، تاراج وشیشه شکنی لازم تر .بدینصورت بازار شیشه فروشی داغ می شود .

 

با توجه به آنچه گفته آمدیم  به نتیجه می رسیم که شورش خوب است واگر این شورشها وجهه ی مذهبی داشته باشد وبا " احساسات پاک " راه اندازی شده باشد ونام آنرا نیز مثلا تظاهرات یا راهپیمایی بگذاریم منافع ونتایج پربارتری دارد . ولی ازهمه بیشتر در جامعه ای مثل جامعه ی ما " احساسات پاک" ازنوع جوان آن لازمه ی یک شورش خوب است ، چرا که در این گونه موارد شورش گر عزیز می تواند با خیال راحت آتش بزند ،چورکند ، دکانهارا خالی کند درحالیکه نیروهای امنیتی ایستاده شاهد و ناظربه احساسات پاک شما که غلیان کرده است نگاه کرده لذت می برند .وچه بسا درمواقعی احساسات پاک او نیز شمارا همراهی کند .

بدین صورت نتیجه میگیریم که هرشورشی به دنبال خود دستاوردهای اقتصادی وسیاسی وفرهنگی بی شماری  داره .پس شورش بی فایده نیست .زنده باد شورشیان .

والسلام

 

 

نوشته شده توسط عبدالواحد رفیعی در 12:43 |  لینک ثابت   •